طوایف روستای شایق ، در سایت روستاهای ایران

http://iranvillage.ir/ftopict-3592.html

معرفی طوایف روستای شایق ، در سایت روستاهای ایران بطور گسترده ایی معرفی می شود ، جهت تکمیل اطلاعات ارائه شده از طایفه های روستای شایق به کمک شما نیاز داریم ، اگر شما هم از طایفه های روستای شایق عکس یا اطلاعات دیگری دارید خوشحال می شویم تا جهت تکمیل مطالب ارائه شده از آنها استفاده کنیم ، لطف از طایفه خودتون برامون مطلب بنویسید ، خواهش می کنم اگر می خواهید طایفه شما در روستا معرفی شود ، از آنها برامون بنویسید ، تمام بزرگان برایمان قابل احترام هستند و اگر اسم کسی یا کسانی را از قلم انداختیم یا مطلب در مورد آنها نوشته نشده است ، اطلاعات ما ناقص است ، برای همین شما دوست عزیز هم اگر می خواهی از افراد مورد نظرتان نوشته شود در قسمت نظرات برامون بنویسید

طايفه جعفرلي لر

جعفر نام شخصی بوده که از دشت مغان به روستای شایق مهاجرت کرده و در این روستا ساکن شده است . فرزندان پسر جعفر شش نفر بوده اند که با کمک حاج حیدر و کمال جعفر زاده اسم پنج تا از آنها را در اینجا می نویسم نام پسر ششم را پیدا نکردیم .
پسران جعفر عبارت بودند از :
محمد (ستوده شایق ) - سلطان جعفرزاده - آدی شیرین - بالاشیرین - آقاشیرین
محمد اسم پدر حاج محمود ستوده شایق و پدر بزرگ اینجانب پرویز ستوده شایق می باشد .علت تفاوت نام فامیلی او را هم قبلاً توضیح دادم که توسط مامور ثبت احوال برای کربلای محمد انتخاب شد .

کربلای آدی شیرین :
آد در زبان ترکی یعنی نام ، اسم ، آدی شیرین یعنی اسمش شیرین ، یک توضیح لازم است که برخی اسامی در منطقه ایی خاص بسیار جالب و جا افتاده می باشد و در زبان فارسی شاید آدی شیرین نام متعارفی نباشد .
کربلای آدی شیرین پنچ فرزند پسر و چهار فرزند دختر داشته است .
پسران کربلایی آدی شیرین : حاج رجب (روحانی روستای شایق و بعداً مهاجرت به تهران ) - حاج اسد ، مهاجرت به تهران و سپس ساکن در کرج - حاجی هاوار - حاجی مختار - حاجی خان لار
دختران کربلایی آدی شیرین : ساری گل - سرین گل - گل گید - جیران

کربلای سلطان :
کربلایی سلطان چهار پسر و سه دختر داشته است .
نام پسرهای کربلایی سلطان عبارتند از : نرچه - بیگلر - داوود - حسن آقا
نام دخترهای کربلایی سلطان عبارتند از : اصلی - کهلیک - سیمیزار

منبع:
http://shayeghkandimiz.blogfa.com


طایفه بایرامقلی ها ( بایرامقلی لار )

خوب یه طایفه دیگه روستای شایق را می خواهم براتون معرفی کنم . راوی آن بایرام وخشیدن می باشد و موقع تعریف تعصب خاصی داشته ولی اینقدر مسائل حاشیه ایی رو تعریف کرد که من آنچه تونستم از لابلای صحبت های او بدست بیاورم تقدیم حضورتان می نمایم . ولی می شود به تمام اسامی و گفته های او دوباره نگریست ، بدلیل اینکه در حالی که ایشان برای ختم برادرشان رحیم وخشیدن عازم روستای شایق بودند در منزل برادر دیگرشان حاج ابراهیم وخشیدن (داماد حاج محمود ستوده شایق ) صحبت کردم .
بایرام قلی نام نفر اصلی این طایفه می باشد که چهار پسر و چند دختر داشته که ما نام دو دختر او را می دانیم ، اسامی بقیه آنها را نمی دانیم .
پسرها :اسماعیل ، ابراهیم (عبیش ) ،رحیم و کریم
دخترها : شاه بیگیم (شابعیم ) که همسر جعفر رئیس طایفه جعفری لَر بوده است ،مینا(مینه )

اسماعیل : دو پسر به نامه های جبرائیل و مکائیل داشته و هیچ اطلاعاتی از دخترهایش نداریم

ابراهیم : سه پسر به نامهای اسلام ، قدرت و یولچی خان ( به معنای خان راه دار )و دو دوختر به نام های سوری و آغاجا ( آغجه ) داشته است .

رحیم : دوپسر به نام های ستار و یوسف ( اوسوب ) و چهار دختر به نامه های جیران ، بلقیس ، خانم ، و آغجه ( آغاجا ) بوده است .

کریم : دو پسر به نام های بلط ( blit ) نمی دونم درست می شه خوند یا نه و رحمان بوده است . و یک دختر به نام خانم ننه داشته است .

راوی این قسمت حاج بایرام وخشیده ، پسر حاج ستار می باشد و نام برادرانش کربلایی رحیم وخشیدن بود که به سوی رحمت حق شتافت و حاج ابراهیم وخشیدن و محمد وخشیدن می باشد


دمیرچیلر

یک طایفه بزرگ در روستای شایق می باشند که بیشتر شان آهنگر بوده وابتکار وخلاقیت خاصی در این عرصه دارندوباید قبول کرد که در صنعت وفناوری صاحب نام وشهرت عام وخاص هستند ریشه واصالت آنان خارج از روستای شایق بوده واز اردبیل و روستای حسن باروق (که یکی از روستاهای تابع بخش مرکزی اردبیل ودر 2کیلومتری آن است)حدود 80سال پیش به این دیار مهاجرت کرده اند وبا آمدن شان کاررگاههای کوچک از قبیل :چراغ سازی ،سماورسازی وآهنگری و... در روستا دایر شده است .

دمیر =آهن و دمیر چی=فردی که با آهن سر وکار دارد وتعریف او باآهن عجین شده است وبخاطر پیشینه این نسل بحرفه صنعت وهنر به این نام معروف شده اند البته ثمرات زیادی وخدمات ارزنده ایی بزرگان این طایفه به جامعه روستایی شایق و روستاهای دور ونزدیک مبذول داشته اند که در حال حاضر بعضی هایشان در قید حیات نیستند به ارواح پاک چنین انسانهای فعاّل وخدوم سلام وصلوات می فرستم واز خدای منّان طلب آمرزش دارم .
ذکر تک تک نام طایفه برای بنده مقدور نیست فقط جا دارد از مرحوم استاد رحیم پوررحیمی را به عنوان مثال عرض کنم :این هنر مند توانا کارگاه بزرگ بانام دمیر چی دکانی دایر کرده بود وعلاوه برخود چند نفر از اهالی وفامیلهایشان در آنجا مشغول خدمت به مردم روستا وقراء همجوار بودند وبا امکانات اندک آن روزها واقعا"از دست وپنجه آن پیرمرد وارسته هنر می بارید وبسیار کم حرف ودانا در عین حال ساده و مومن ومتقی بود .ونیازهای کشاورزان از لحاظ ابزارآلات مثل:داس درگز ،بیل، بیلچه ،خیش،نعل اسب والاغ وقاطر وصدها وسایل دیگر از طریق این صنعت گر ماهرساخته می شد.خلاصه بقول مردم ازآهن آدم می ساخت !آنهم بااندک دستمزد روستا به کانون هنر وصنعت تبدیل شده بود واین ارتباط دلهای ساکنان روستاها را بهم نزدیک می کرد ودر بعضی موارد منجر به ارتباط ازدواج وسفرهای زیارتی وتجارتی برای کشاورزان می شد وسوددهی فراوان برای شایق ایجاد می کرد وچند خانواده نیز از دست رنج آن بزرگوار امرار معاش می کردندویک نکته جالب اینکه:اسبهایی راکه برای نعل کردن به روستا می آوردند از روستاهای دور ونزدیک خود بهترین راه برای انتخاب اسب وتکثیر نسل اسبهای نجیب وخوب بود وکوره کارگاه خود دیدنی وبسیار عجیب بود واز طریق تکان دادن دسته باد بزن زغال سنگهای سفت ومحکم داخل کوره قرمز رنگ وباعث نرمی آهن ودر نتیجه تبدیل آن به شکل دلخواه وموردنظر استاد رحیم می شد.صدای ضربات چکش های آن مرد زحمت کش هنوز هم در گوشهایمان نقش بسته است ودستان سیاه وفرسوده امّا در عین حال بسیار مهربان وپر برکت رنج وتلاش او در اذهان مان وجود دارد که متاسفانه بعلت کهولت سن وپایان یافتن عمر پر افتخار آن مرد فرزانه در سال 1370 پرونده درخشان اوبسته شدوبه دیدار الهی نایل گشت وپس از آن باهزاران تاسف واندوه گارگاه تاریک وکسی از فرزندان ویا رقبای ایشان راه اورا ادامه ندادند ومرکز هنر وصنعت تعطیل شد ولی همه یاد وخاطر آن عزیز را گرامی می دارند وبه روحش صلوات می فرستند.امیدوارم چنین مراکز اشتغال در روستا احیا شده ودایر گردند وفرزندان صاحب هنر وعلم تحویل جامعه مان گردد وبه فکر سود های راحت وکلان کذایی نباشیم:

فرزند هنر باش نه فرزند پدر / فرزند هنر زنده کند نام پدر


طایفه ولی لی ها

با ایوب بخت در مورد طایفه شان سوال و جواب هایی داشتم که نتیجه آن ذیلاً تقدیم حضورتان می گردد . ایشان در مورد نام فامیلی بخت اینگونه توضیح دادند که نام فامیل آنها نخشب بوده بعدها با بخشی و سپس در ثبت احوال بخت شده است .

طایفه فرزندان ولی اینگونه آغاز شده است که ولی فردی بوده در مشکین شهر زندگی می کرده است . او چهار فرزند پسر داشته است که فرزندانش در اثر یک دعوایی که در مشکین شهر داشته اند مجبور می شوند از مشکین شهر مهاجرت نمایند که با اتفاق خانواده خود به روستای شایق می آیند .
اسامی این چهار برادر بدین شرح بوده است :
۱- بیگ علی نخشب
۲-خان علی بخشی
۳-شاه علی درستکار
4-محمدعلی (ممیش) مهاجری

همانطور که توجه دارید نام فامیلی چهار برادر با هم متفاوت می باشد که علت آن انتخاب نام فامیلی توسط خود آنها اعلام شده است .

1- بیگ علی نخشب:
ایشان دو فرزند پسر به نامهای داداش و قربان داشته است . در مورد قربان گویا ایشان فرزندی نداشته است و نسل او به خودش محدود می شود .
و اما فرزندان داداش نخشب که شامل پنج پسر و شش دختر بوده است به شرح زیر می باشد :
پسرها : ایوب ( نقل کننده این پست ) ، میرزا ، علی ، تراحم و فراهم همگی فامیلی شان بخت می باشد.
دختر ها : کبری ، گللر ، اطلس ، تازه گل (تزه گل ) ، مائده ، معصومه (معصوم )

2- خان علی بخشی:
ایشان یک پسر و سه دختر داشته که تماماً در دوران طفولیت فوت کرده ، نام هیچیک را نمی دانیم .

3-شاه علی درستکار:
ایشان چهار پسر داشته و از تعداد و نام دخترانش بی خبر هستیم .
پسر ها : قاچای ، محمد ، مختار ، نوروز و مصطفی

4-محمد علی ( ممیش ) مهاجری :
او دو پسر به نام های حسن و قلی و یک دختر به نام ایرانا داشته است .


در مورد طایفه خودتون برامون بنویسید ، ما به نام خودتون در سایت قرار خواهیم داد.....

1-ولی لی
2-جمیشدی      ................................................. آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
3-حاج محمّد یارلی(حاج محمّد کاری) ........................ آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
4-جعفرلی
5-دمیرچیلر
6-مهدی لی ....................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
7-فتحعالی لی ................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
8- حسین خانلی ................................................ آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
9- حسین لی .................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
10-دلّک لی ....................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
11-بایرامقلی لی
12-قارا بیرچک لی .............................................. آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
13- نصیر لی ...................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
14-استالی ...................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
15-محمد لی ................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
16- سربازلی ................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
17-نظر لی ...................................................... آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
18 -بدلیّ ........................................................ آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم
19-خداویرن لی ................................................. آماده دریافت اطلاعات این طایفه هستیم

----------------------------------------------------------------------

نظر همشهری عزیزمان در سایت روستاهای ایران ثبت شده است که بدینجا منتقل شده است ، ضمن تشکر از ایشان تقدیم حضورتان می گردد

توسط ميهمان در مورخه : دوشنبه، 11 مهر ماه ، 1390
باسلام خسته نباشی خدمت دوستان .من جزء طایفه هشتم شما هستم حسین خانلی،کاشکی پدربزرگم زنده بود تا ماهم گذشته اجدای خودمون نسل به نسل منتقل می کردیم ؛ افسوس.درهرصورت ازآقای مهندس ستوده کمال تشکردارم که باتاسیس سایت باعث شدن سرزمین آباواجدادیمون فراموش نکنیم.خانم س-فخرائی شایق

طايفه جعفرلي لر

  جعفر نام شخصی بوده که از دشت مغان به روستای شایق مهاجرت کرده و در این روستا ساکن شده است . فرزندان پسر جعفر شش نفر بوده اند که با کمک حاج حیدر و کمال جعفر زاده اسم پنج تا از آنها را در اینجا می نویسم نام پسر ششم را پیدا نکردیم .
پسران جعفر عبارت بودند از :
محمد (ستوده شایق ) - سلطان جعفرزاده - آدی شیرین - بالاشیرین - آقاشیرین
محمد اسم پدر حاج محمود ستوده شایق و پدر بزرگ اینجانب پرویز ستوده شایق می باشد .علت تفاوت نام فامیلی او را هم قبلاً توضیح دادم که توسط مامور ثبت احوال برای کربلای محمد انتخاب شد .

کربلای آدی شیرین :
آد در زبان ترکی یعنی نام ، اسم ، آدی شیرین یعنی اسمش شیرین ، یک توضیح لازم است که برخی اسامی در منطقه ایی خاص بسیار جالب و جا افتاده می باشد و در زبان فارسی شاید آدی شیرین نام متعارفی نباشد .
کربلای آدی شیرین پنچ فرزند پسر و چهار فرزند دختر داشته است .
پسران کربلایی آدی شیرین : حاج رجب (روحانی روستای شایق و بعداً مهاجرت به تهران ) - حاج اسد ، مهاجرت به تهران و سپس ساکن در کرج - حاجی هاوار - حاجی مختار - حاجی خان لار
دختران کربلایی آدی شیرین : ساری گل - سرین گل - گل گید - جیران

کربلای سلطان :
کربلایی سلطان چهار پسر و سه دختر داشته است .
نام پسرهای کربلایی سلطان عبارتند از : نرچه - میرزابابا ،بیگلر - داوود - حسن آقا
نام دخترهای کربلایی سلطان عبارتند از : اصلی - کهلیک - سیمیزار

کربلایی محمد ستوده شایق

گفته شد که جعفر شش پسر داشته که نام یکی از آنها محمد بوده است . محمد فردی با سواد و فهیم بوده است . او دوپسر و چند دختر ( تعداد و نام همه آنها را نمی دانم ) داشته است . نام پسران او عبارت بودند از حاج امیرخان ستوده شایق و حاج محمود ستوده شایق که به ترتیب عبارت بودند از عمو و پدر اینجانب پرویز ستوده شایق .
پسران حاج امیرخان عبارتند از :
حاج احمد ،حاج ابراهیم ،محمد (حمید ) ، اکبر - محمد

دختران حاج امیرخان ستوده شایق
۱- صدیقه
۲- رفیقه
۳- خانم 
خانم اسم است نه عنوان ،   که شوهرش صمد نذیری به رحمت خدا رفته و سه پسر و یک دختر دارد که پسران خانم ستوده شایق تحصیلات دانشگاهی داشته و مهندس هستند .
شوهر صدیقه شکور پناهی می باشد
شوهر رفیقه حاج جهانگیر تهمتن می باشد
شوهر خانم هم مرحوم صمد نذیری بود
حاج احمد و محمد در شایق زندگی می کنند و حاج ابراهیم در تهران و حمید در کرج زندگی می کند . اکبر نیز به رحمت خدا رفته است و خداوند روحش را شاد نماید .

حاج محمود ستوده شایق :
حاج محمود ستوده شایق ، پدر اینجانب ، مداح اهل بیت علیهم السلام و دارای چهارده فرزند بوده است که پنج تای آن در سنین مختلف مرحوم شده و نه فرزند شامل شش پس و سه دختر به یادگار مانده است .
پسران حاج محمود :حاج قنبر - حاج حیدر - پرویز(نویسنده وبلاگ ) - بهروز - شعبان - محمد
دختران حاج محمود : روح انگیز (عفت ) - مهرانگیز (روح انگیز ) - فاطمه
یه توصیح راجع به نام دو خواهرم ، اینکه خواهر بزرگتر ما به نام عفت فوت می کند و خواهر کوچکتر از او که روح انگیز نام داشته با شناسنامه عفت ازدواج می کند و به تبع شناسنامه روح انگیز به خواهر بعدی یعنی مهرانگیز می رسد . روح انگیز تو شناسنامه می شود عفت و مهرانگیز تو شناسنامه می شود روح انگیز و فاطمه هم فاطمه است .

جعفرری ها (جعفریلر ) را بشناسیم

این اطلاعات رو آقای کمال جعفرزاده از نوادگان جعفر زاده در اختیارم گذاشته است . البته ایشان به همراه خانواده برای دید و بازدید عید منزل ما آمده بودند که با اصرار من چند تا اسم از خاندان جعفر در اختیارم گذاشت که تقدیم شما عزیزان می نمایم . این نفرات بخشی از تاریخ روستای شایق هستند و اطمینان دارم بسیار از افراد حتی میان سال هم این اسامی را به فراموشی سپرده اند ولی هستند معدود افرادی که بتوانند تعداد از آنها را نام ببرند .

جعفر نام شخصی بوده که از دشت مغان به روستای شایق مهاجرت کرده و در این روستا ساکن شده است . فرزندان پسر جعفر شش نفر بوده اند که با کمک حاج حیدر و کمال جعفر زاده اسم پنج تا از آنها را در اینجا می نویسم نام پسر ششم را پیدا نکردیم .
پسران جعفر عبارت بودند از :
محمد (ستوده شایق ) - سلطان جعفرزاده - آدی شیرین - بالاشیرین - آقاشیرین
محمد اسم پدر حاج محمود ستوده شایق و پدر بزرگ اینجانب پرویز ستوده شایق می باشد .علت تفاوت نام فامیلی او را هم قبلاً توضیح دادم که توسط مامور ثبت احوال برای کربلای محمد انتخاب شد .

کربلای آدی شیرین :
آد در زبان ترکی یعنی نام ، اسم ، آدی شیرین یعنی اسمش شیرین ، یک توضیح لازم است که برخی اسامی در منطقه ایی خاص بسیار جالب و جا افتاده می باشد و در زبان فارسی شاید آدی شیرین نام متعارفی نباشد .
کربلای آدی شیرین  پنچ فرزند پسر و چهار فرزند دختر داشته است .
پسران کربلایی آدی شیرین : حاج رجب (روحانی روستای شایق و بعداً مهاجرت به تهران ) - حاج اسد ، مهاجرت به تهران و سپس ساکن در کرج - حاجی هاوار - حاجی مختار - حاجی خان لار
دختران کربلایی آدی شیرین : ساری گل - سرین گل - گل گید - جیران

کربلای سلطان :
کربلایی سلطان چهار پسر و سه دختر داشته است .
نام پسرهای کربلایی سلطان عبارتند از : نرچه - بیگلر - داوود - حسن آقا
نام دخترهای کربلایی سلطان عبارتند از : اصلی - کهلیک - سیمیزار

شجره جعفری ها

این شجره نامه توسط حاج محمد ستوده شایق ، آخرین فرزند حاج محمود ستوده شایق بیان شده است ، حاج محمد ستوده شایق نیز دو پسر به نام های مشهدی میثم و محمود ستوده شایق دارد: نام پدر کربلایی محمد جعفر نام داشته است .
نام پسرهای جعفر عبارتند از : آدی شیرین ، بالاشیرین ،سلطان و کربلایی محمد
افراد تاثیرگذاری در روستای شایق که هر کدام اقدامات بسیار عام المنفعه ایی برای روستای شایق انجام داده اند . حاج سلطان از پهلونان آن موقع روستا بود و بسیار از لحاظ توان جسمانی قوی بوده است . در مورد بقیه برادران اطلاعات کاملی ندارم پس از کسب اطلاعات در این خصوص بعداً خواهم نوشت .


از نظرات شما :


یکشنبه 2 فروردین1388 ساعت: 20:4 توسط:منصورسبحانی الوارس

با سلام خدمت دوست عزیز شایقی .با اجازه شما بخش معرفی روستای الوارس از ارشیو بلاگ شما را برای ثبت در وبلاگ خودم .برداشتم . در صورتی که مایل به این کار نباشید . میتوانم ان را از وبلاگ خودم حذف کنم .موفق باشید

 
 


شنبه 1 فروردین1388 ساعت: 19:48 توسط:منصور سبحانی الوارس

سلام دوست عزیز . من منصور سبحانی الوارس زاده شده در روستای الوارس و اکنون ساکن اردبیل هستم .41ساله و کارشناس تامین اجتماعی با 18 سال سابقه هستم .
من فرزند غیبعلی هستم .شما شاید مرحوم ملا سبزعلی معروف را بشناسید . او شوهر عمه من بوده و اکنون پسر ایشان حاج میرزاعلی روحانی روستا هم پسر عمه من است .من خیلی خوشحالم که وبلاگ شما را دیدم .و خیلی خوشحال از اینکه یک (هم کوشن )را در این دنیای مجازی پیدا کردم .امیدوارم همیشه موفق باشید
ضمنا وبلاگ وزین و متنوع شما مایه خوشحالی من میباشد