شایق کندیمیز

وب سايت روستای شایق در شهرستان سرعین ، استان اردبیل

سیزده بدر

     سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد .

بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

عقاید مردم
چند نسل پیشین ایرانیان، شاید از آنجایی که در مورد این روز آگاهی کمتری داشتند این روز را بدشگون می‌دانستند و بسیاری از آنان معتقد بودند که باید برای بیرون کردن بدشگونها از خانه و کاشانه خود کنار جویبارها و سبزه ها بروند و به شادی بپردازند.

این دیدگاه هنوز هم در بین عده‌ای از مردم ایران وجود دارد . اما امروزه بیشتر مردم، با رفتن به دامان طبیعت در جشن سیزده به در، جشن‌های نوروزی را به طور رسمی پایان می‌دهند .

فلسفه سیزده به در

به طور کلی در میان جشن های به جا مانده از دوره ی باستان جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن ها را ندارد. در کتاب‌های تاریخی اشاره‌ی مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما در منابع کهن اشاره هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.

گفته می شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. می توان گفت معقول ترین موردی که درباره ی سیزده به در گفته می شود همین است .

اما اگر در کتاب های تاریخی و ادبی گذشته اشاره ای به سیزده به در و هفت سین نمی یابیم آیا این رسم ها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمی کهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ سیزده به در رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمی تواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. علاوه بر این می دانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف می کرد. ولی سیزده به در، رسمی خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (و نه شاه پسند) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی کرد و شاید «نحس» بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود و ...

تیر روز

در گاهشماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه ای دارد.به عنوان مثال، روز نخست هر ماه، اورمزد روز و روز سیزدهم هر ماه تیر روز نامیده می شود و متعلق به ایزد تیر است. تیر در زبان اوستایی تیشتَریَه خوانده می شود، و هم نام تیشتر، ایزد باران می باشد . با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده است

تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می باشد .

نظریه‌هایی پیرامون نحوست سیزده

تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته اند. برای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمده‌است.بعد از اسلام چون سیزدهم تمام ماه‌ها را نحس می‌دانند، به اشتباه سیزدهم عید نوروز نحس شمرده شد.

ارتباط با مسیحیت

برخی از محققان عقیده دارند که عقیده به نحوست عدد سیزده اثری است که از ارتباط و مجاورت با عالم مسیحیت به زرتشتیان و بعد از آنان مسلمانان انتقال یافته‌است. اصل این عقیده به این صورت است که یهودای اسخر یوطی یکی از دوازده حواری مسیح نقشه کشید تا وی را تسلیم مخالفانش کند و قرار گذاشت تا وقتی وارد محفل مسیح شود، او را ببوسد تا دشمنان او بتوانند تشخیص دهند که کدامیک از افراد حاضر در محفل مسیح است. بدین ترتیب مسیح دستگیر شد و چون یهودای اسخر یوطی سیزدهمین فردی بود که به جرگه مسیح و یازده شاگرد دیگرش در آمد و شمارهٔ آنان به سیزده رسید مسیح گرفتار و محاکمه و به دار آویخته شد. عیسویان بدین علت عدد سیزده را شوم می‌دانند.



واژه «سیزده به در»

مشهور است که واژه ی سیزده به در به معنای « در کردن نحسی سیزده» است . اما وقتی به معانی واژه ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می تواند جایگزین شود .به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند.

چو هر دو سپاه اند آمد ز جای تو گفتی که دارد در و دشت پای
یکی از معانی واژه «به» ، « طرف و سوی » می باشد . مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه» .

پس با نگاهی کلی می توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای « سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می دهد.

پیشینه

در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشاره‌ی مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما مهرداد بهار در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» خود اشاره‌ای کوتاه به جشن و پایکوبی مردم در اماکن عمومی و حتی بی‌روپوش و روبنده در خیابان آمدن زنان در دوران صفوی می‌کند که این موضوع نزدیک به آیین های سیزده به در می باشد.

دورهٔ قاجار

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح داده‌است. ادوارد یاکوب پولاک هم درباره مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:

سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند.

آیین‌های سیزده‌به در

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

گره زدن سبزه
سبزه به رود سپردن
خوردن کاهو و سکنجبین
پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته
سبزه گره زدن

یکی از آیین های این روز سبزه گره زدن است که معمولا جوانان در این روز این کار را انجام می دهند .

فلسفه سبزه گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران و مسأله ی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی کیومرث حائز اهمیت زیادی است . در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است . گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا صفحات 29 -23 و گفته های آثار الباقیه بر پایه ی همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد . مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند . در آن زمان چون عقد و نکاهی شناخته شده نبود آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی مورد، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز بخوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را - بویژه دختران و پسران دم بخت - انجام می دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند .

مرجع : کیانانت


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, آیین ملی ایرانیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 فروردین1391ساعت 21:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تخم مرغ بازی (یومورتّا اویناماخ)

یادش بخیر چه روزهای خوب وخوشی را سپری کرده ایم که فقط درحد یک خاطره ای ظریف وزیبا در پوشه ایّام برایمان باقی مانده است والان متاسفانه بکلی این موضوع حذف شده است وچیز بهتری جایگزین نشده که هیچ بلکه این خلا همچنان وجود دارد .شاید این درذهن بیشتر افراد خطور کند که مگر چی هست که بود ونبودش چه تاثیری در زندگی مدرن امروزی دارد ؟!
بلی صحیح ،اما این مشتی بود از نمونه خروار ها فرهنگ فراموش شده وازبین رفته !!!
-چگونه تخم مرغ بازی می کردند ؟
آقا ازخوش شانسی بعضی از افراد که مرغ شان تخم مرغ سفت وسختی می گذارد .خوب تخم مرغ های محلی رنگ وطعم شان با تخم مرغ مرغهای پرورشی متفاوت است ولی چون هردو دارای شکل هندسی بیضی دارند یک طرفش تقریبا"نوک تیز هست وبه آن سر یا بزبان آذری خودمان (باش )نام دارد که چون فشردگی پوسته بعلاوه انباشتگی سفیده تخم مرغ باعث شده سخت ترین قسمت تخم مرغ باشد البته دراین خصوص استثنایی هم وجود دارد بعضی از تخم مرغها از قسمت ته شان که کمی نسبت به سر پهن هستند سفت وسخت می باشند ولی خیلی کم اتفاق می افتد .
خانه هایی که مرغ شان سخت تخم می گذاشت معروف بودند برای همین منظور با ترافیک تقاضا ونوبت همراه بود وگران می خریدند مثلا"اگر ارزش تخم مرغ 2ریال بود 10ریال می خریدند مسلم است که این تخم مرغ بیشتر برای صاحبش تخم مرغ جمع می کرد چون همه را می شکست (سر به سر بهم می زدند )هرکدام می شکست مال طرف مقابل بود وته آن را هم با همتای خود بازی می کردند درنهایت تخم مرغی که سر وته اش شکسته بود به آن شکسته تخم مرغ یا (سنخ )می گفتند که تقریبا"1/3 ارزش تخم مرغ سالم را داشت .
درروستا تجمعی از جوانان ونوجوانان وگاهی میان سالان دل زنده وشاد هم به این امر می پرداختند که منظور تهیه تخم مرغ برای نهار بود ویک نوع اظهار علاقه وبروز دادن شادی ونشاط خود در این ایّام قبل از عید وچند روزی ازسال نورا هم شامل می شد .
یومورتانی ،گویچک،گلی بویاردیق 
چاقیشدیریب ،سینانلارین سویاردیق 
اویناماقدان بیرجه مگر دویاردیق ؟
علی منه یاشیل آشیق وئرردی !
ارضا منه نوروز گلی درردی !
************************
بایرام اولوب قیزیل پالچیق ازللر
ناقیش ووروب اطاقلاری بزللر 
طاخچالارا دوزمه لری دوزللر 
قیز گلینین قندیقچاسی حناسی 
هوسلنر آناسی ،قاینانسی 
*********************
بیر اوچایدیم بوچیر پینان یئلنن 
باغلاشایدیم داغدان آشان سئلنن 
آغلاشایدیم اوزاق دوشن ائلنن 
بیر گوریدیم آیریلیغی کیم سالدی ؟
ئولکه میزده کیم قیر یلدی کیم قالدی 
************************
بایرامیدی ،گئجه قوشی اوخوردی 
آداخلی قیز بیک جورابین توخوردی 
هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی 
آی نه گوزل قایدادی شال ساللا ماق !
بیک شالینا بایراملغین باغلاماق !
***********************

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بایرامیز مبارک اولسون
+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1390ساعت 13:23  توسط اسد سیفیان  | 

بایرام قاباغی (آداب ورسم قدیمی قبل از عید )درروستای شایق

سلام بر انسانهایی که به فرهنگ خود ارزش قائلند وپیوسته فرهنگ دیرینه آباءواجدادی خویش را پاس می دارند .
برای اینکه پیشینیان ما بتوانند بر ناملایمات وسردی ومشقّت زمستان را به بهترین شکل ممکن وبا روحیه ونشاط سپری کنند وهمواره امید این مایه حیاتی را که ذات اقدس برای ادامه زندگی وداشتن برنامه کاری وسرانجام حصول به کمال خود میسور گردد را درخود زنده نگه دارند تقسیم ایّام یک خوددرمانی برای فائق آمدن به مشکلات برف وبوران وکولاک بوده است .
40روز اوّل زمستان یا دیماه بنام چلهّ بزرگ نامگذاری کرده اند و20روز بعد یعنی تا پایان بهمن ماه را چلهّ کوچک نامیده اند .دراین میان یک هفته هم بنام خدر (kh dr )نمی دانم درست خوانده می شود یا نه واین یک هفته 4روز از چله بزرگ و3روزهم چله کوچک را شامل می شود .
آخر بهمن کورداوغلی نام دارد که علت نام گذاری آن داستان جالبی دارد !
زمانی یکی از فرزندان کرد تبار دچار کولاک شدید می گردد پدرومادرش چاره ایی جز غم واندوه ندارند وبرای اینکه امید خود را ازدست ندهند بخود روحیه می دهند که باید  امیدواربود !وبه اطرافیان که برای اظهار همدردی بخانه آنها جمع شده بودند پدرش اظهار می کند که :اگر تا نصف شب مرد ،مرد اگرنمرد دیگر امیدی برای زنده ماندش هست چون برای زمین نفس(نشانه حیات دوباره ) می آید !فردای آن روز اورا پیدا می کنند که نصف جون شده ونجاتش می دهند .
ازمتن خارج شدیم وپرداختیم به حاشیه !بگذریم 
خانه تکانی ساده -سفید کاری خانه (ائو)که با خاک بخصوص انجام می شد (ات توپراقی )-وبرای نامزد ها بایراملیق (عیدیانه )می بردند با آداب ورسم ورسومات خاصی انجام می شد که چقدر شیرین وجذّاب بود !که خود داستانی شیرینی دارد که اگر با احساس بنویسم اشک شما را درخواهد آورد که با این روزها ی فعلی قابل قیاس نیست ومصلحت نمی دانم .
رنگ کردن تخم مرغها با پوست پیاز قره چمن  یکی دوروز مانده از سال صورت می گرفت که برای هدیه به بچه ها داده می شد وبا رنگ پیاز معمولا"روی دیوارهای خانه نقش ونگار گلین (عروس افسانه ایی)ودرخت سرو که سلمیی آغاجی می گفتند نقاشی می کردند ولباسهای موجودی را که متشکل از لباس ساده وکمتر نو تازه دیده می شد می شستند وبا اندک مایه ایی که داشتند خوش بودند وروزگار رابه خوبی وخوشی وشادابی می گذراندند وزمینه برای استقبال از سال نو درخانه ها ودلهای باصفا وچهره های بشاش ونورانی فراهم می شد تا به چهارشنبه سوری می رسیدند .
درچهارشنبه سوری هرکس در داخل محوطه حیاط خود آتش روشن می کردند (گون )وباپریدن از روی آتش یک نشلط ویژه ای پیدا می کردند وآرزوهای خوب وشیرین برای خود وفرزندان خود از خالق هستی استغاثه می نمودند وپایان غم واندوه خود وامراض ودندان دردوسردرد خویش را هنگام پریدن از روی روشنی وآتش ازخدای بزرگ می خواستند وبدون خطر وبدون مزاحمت برای دیگران بود .
در شب چهارشنبه سوری باتنقلات ومیوه وشیرینی وگندم سرخ شده (قورغا )ازهمدیگر پذیرایی می کردند بسیار ساده واندک بود وشاید فقط دوسه قلم جنس درسفره پهن شده گذاشته می شد چون ...!
اماّ دنیایی از صداقت ومهر ووفا ونشاط در وجود شان انباشته می شد ودل به دریای بیکران الطاف الهی می زدند وامیدوار وباتوکل بخدای بزرگ مردانه در حیات افتخار آمیزی را سپری می کردند وقاری ننه هم جوراب دست بافت خویش را جمع می کردند که چقدر زیبا بود وظریف ورنگارنگ که دنیایی از ظرافت وزیبایی را در خود جای داده بود که دستان هنر مند وهنر پیشه این مادران آسمانی هنر خلق می کرد وآفرینش را پر از شکوفه وگل ولاله وسنبل !
نیت شب چهارشنبه سوری هنوز هم بعنوان یک باور وعرف قوی محسوب می شود وبه این ترتیب صورت می گیرد :
یک فرد یک موضوع خاصی رادرنظر داشته ودهان واوّلین گویش یا حرف فرد موردنظر را نیت می کند وبطور پنهانی ودزدیده گوش فرا می دهد واین یک مهک ومعیاری برای برآورده شدن نیت خواسته شده تلقی میشود که درست ونادرست بودنش برایم مهم نیست مهم یاد آوری موضوع واحترام به این ایده ونظر می باشد که ارادت به فرهنگ گذشته وحال وآینده داشته ودارم گرچه دوستانی بابی مهری طور دیگری به قضایا می نگرند که هرکس برای خود دارای شخصیت بخصوص بوده وعقاید هرکس برای خود محترم است چه درست باشد چه نادرست که مارا با آن کاری نیست .
شب چهارشنبه حنا می بستند وبا داشته های خود اقدام به اصلاح وبه سر ووضع خود می رسیدند وبرای گوسفندان وگوساله ها وگاوها واسب و... یک نشان از حنا می گذاشتند  البته درداخل دستها که جای خود دارد وشمع روشن می کردند وفردای آن روز صبح زود بیدار می شدند وازروی آب روان که در شایق فقط دردره روستا وجود داشت والان خشک شده است می پریدند هرکس زودتر از همه ازخواب بلند می شد ومی رفت وکسی اورا نمی دید او موفق بود رمز کار وحسن کار همین است وبس !
چرا مثل قدیم شاد نیستیم باید آسیب شناسی شود وخلا ءایجاد شده وعیب کار وتوقعات بیجا وتشریف راکم کرده وسعی کنیم شادی ونشاط را به زندگی مان بیفزاییم وخوبی هارا توسعه وپندارهای غلط را ازبین ببریم واز عمر خودکه سرمایه ایی بی نظیر وتحفه الهی است به بهترین وجه استفاده نماییم .شاد باشید وسلامت

آداب و رسوم و مراسم آیینی ، طایفه های روستای شایق ، سرعین

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بایرامیز مبارک اولسون
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1390ساعت 13:25  توسط اسد سیفیان  | 

یادی از آواهای ماندگار روستای شایق

با سلام ، نظر دوست گرامی جناب آقای بایرام دشتی ، نشان می دهد که نیاز است در خصوص بسیاری از زاویه های زندگی افراد روستای شایق مطالبی تهیه شود ، سوال این است ، چه کسی باید این مطالب را تهیه کند و در اختیار وبلاگ شایق کندیمیز قرار دهد ، یا در مورد موضوعات مشابه شما چه کمکی می توانید بکنید؟

با این مقدمه و تشکر از دوستانی که در این مکان مجازی دیدگاه خود را مطرح می سازند ،

    جناب آقای دشتی با تشکر از شما و اینکه احساس می کنی حرف هایی از روستای شایق هنوز نوشته نشده است ، و با اجازه جناب آقای سیفیان نکته ایی ضروری است در اینجا عنوان شود .

        دوست عزیز این وبلاگ به همه دوستان و کسانی که قلب شان برای روستای شایق می تپد تعلق دارد  و هر یک از شما بزرگواران می توانید با ارسال مطلب و تهیه گزارش در غنی تر کردن آن کم  ما را یاری دهید ، اینکه به چه موضوعاتی پرداخته نشده وظیفه همه علاقمندان ، شما و ما می باشد که با تهیه و ارسال گزارش یا هر نوع مطلبی که لازم می دانید در ارتقاء کیفی آن بکوشیم ، لطف کنید به جای اینکه بگید به موضوعی کمرنگ پرداخته شده یک گزارش تهیه کنید و بفرمایید ما آنرا با نام خودتان در وبلاگ قرار دهیم ، اگر این وبلاگ برای جوانان آگاهی به همراه داشته با کمک تک تک شماها غنی تر شده و با یاری خداوند در آینده به اطلاعاتی که در شایق کندیمیز منتشر شده افتخار خواهیم کرد . اکنون نیز مطالب این وبلاگ مرجع معتبری از گذشته و افراد بزرگواری روستای شایق می باشد ،

همانگونه که می بینید خیلی از دوستان از مطالب این وبلاگ استفاده می کنند بدون اینکه مرجع آنرا قید بفرمایند . یا مطالب این وبلاگ خوراک ایراد گیری آنها شده است . بهتر مسیر این است که هر کدوم از ما آنچه را که در حافظه داریم یا می توانیم مطالب را باز بزرگان روستا کسب نمایم آنها را بنویسم  و در اختیار خوانندگان گرامی قرار دهیم ، بی شک فقط نامه نا نوشته بدون اشتباه خواهد بود ، و ما نیز اگر به مطلبی کمتر پرداختیم  یا کمتر پرداختیم نداشتن اطلاعات مکتوبی است که در روستای شایق تولید نشده است ، اگر هم تولید شده است آنها در دسترس نیستند  و کسانی ممکن است در کنج خانه  خود یا اقوام عکس ها و اطلاعاتی  داشته باشند ولی تا وقتی  آنها اسکن نشود و مطلبی در مورد آن تهیه نشود خوانندگان نمی توانند در مورد آن بداننند .

دوست عزیز و بزرگوارن علاقمند به روستای شایق ، شما هم برای ما بنویسید تا در سایت قرار دهیم ، هر چیزی که فکر می کنید لازم است نوشته شود و ارزش نوشته شدن دارند .

 منتظر مطالب خوبتون هستیم


نظر آقای بایرام دشتی 

ای نام تو بهترین سر اغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
یادی از اواهای ماندگار روستا
با عرض سلام وخسته نباشید محضر تلاشگران بی ادعای دیار خوبان. صفالی شایق

برادر گرامی اقای سیسفیان وقتی سایث را مرور میکنیم به تمامی نکات ریز ودرشت بر میخوریم .ولی فکر میکنم در مورد افراد خوش صدایی که در روستا روزگاری دورانی داشتیند .واینک در دل خاک خفته اند کمی کمرنگتر پرداخته شده است.لذا در صورت داشتن اطلاعاتی از قبیل صدا تصویر ویا هر چیز دیگراز افرادی که صدایی ماندگارداشتند را در سایت برای بازدید کنندگان به نمایش بگزارید .ممنون میشم


با سپاس فراوان
ارزوی قلبی ما سربلندی نام ان دیار است


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 22:4  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تعزیه حسینی شایقی ها در تهران

با سلام و دورد بر سرور و سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) ، همه ساله واقعه عاشورای حسینی توسط عاشقان و شیفتگان آن حضرت با زبان نمایش تعزیه به تصویر کشیده می شود ، اهالی روستای شایق نیز در منطقه تهرانپارس و خاک سفید تهران و  در مقابل حسینه شایقی های مقیم تهران ،همه ساله خود را مهیای اجرای نمایش تعزیه می نمایند ، شاید از لحاظ علوم نمایشی هیچ گونه آموزشی ندیده باشند ولی با ارادت و عشق حسینی که در دل دارند ادای دین می نمایند و از صمیم قلب می گویند واقعه روز عاشورا را ، امسال نیز تعزیه روز عاشورا با شکوه و جلال خالصانه ایی اجرا گردید تا شعایر حسینی همچنان استوار و با پرجا بمایند . خداوند به همه این عزیزان و زحمت کشان اجر جزیل عنایت فرماید .

خواهرم و من ( پرویز ستوده شایق )


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, مذهبی روستای شایق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آذر1389ساعت 16:5  توسط پرویز ستوده شایق  | 

محـــــــــــــــرم پرچمی

مطلب زیر توسط جناب آقای خدادادی ارسال شده است ، تقدیم عاشقان و شیفتگان محرم حسینی .....

گلورمحرم آچیلدی پرچم کیمون وارعشقی عزایه گلسون

مریض اولانلاردخیل اولانلار قراگینسون شفایه گلسون

****************

شیعیان دیگرهوای نینوادارد حسین                روی دل باکاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبجدش باشکی شست دست    مروه پشت یر نها داما صفاد دارد حسین
میبرد درکربلاهفتادودو ذبح عظیم              بیش ازاینها حرمت کوی منا داردحسین
بسکه محملهارودمنزل به منزل کوبه کو        کس نمیداندعروسی یاعزاداردحسین
بردن اهل حرم دستوربود سرغیب ورنه         این بی حرمتی هاکی رواداردحسین
اووفای عهد را با سرکند سودا ولی              خون بدل ازکوفیان بی وفاداردحسین
آب خود بادشمنان تشنه قسمت میکند          عزت وآزادگی بین تاکجادارد حسین
شمر گویدگوش کردم تاچه خواهدازخدا      جای نفرین به لب دیدم دعا دارد حسین

    بدینوسیله به اطلاع عموم همشریان عزیز ومحبان اهل بیت عصمت وطهارت(ع)میرساند
مراسم طشت گذاری سروروسالارشهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)روز پنجشنه مورخه11/9/89درمسجدعلی ابن موسی الرضا(ع)واقع درخیابان کرمان جنوبی کوچه شهید عادل زاده ازساعت 21الی 24برگزارمیگردد
التماس دعا:برادران خدادادی


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, مذهبی روستای شایق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آذر1389ساعت 15:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

کند حیاتی(زندگی روستایی )

سلام اولسون ائلیمیزین قهرمان وایگیت شاعری زنده یاد محمّد حسین شهریارا

شهریارا !توبه شمشیر قلم درهمه آفاق ...بخدا ملک دلی نیست که توتسخیر نکردی !

بیچین اوستی , سونبول بیچن اوراقلار

ایله بیل کی , زلفی دارار داراقلار

شکارچیلار بیلدیر چینی سوراقلار

بیچین چیلر ایرانلارین ایچللر

بیر هوش دانیپ , سوندان دوروب , بیچلر


اوراقلار : داس
داراقلار : شانه
هوش دانیپ : چرت زدن
سوندان : بعدا"
عکس شماره 1:کربلای مباحعلی فولادوند
شماره 2:ولی الله رنجبر 
شماره 3:کربلای نیت فخرائی وبرادرش حبیب فخرائی
شماره 4:حاج مظفّر دادگر 
شماره 5:سلیم فخرائی



برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, آتا سوزلری
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 تیر1389ساعت 20:36  توسط اسد سیفیان  | 

تیرماه درروستای شایق

معمولا"دهه سوّم خردادماه زمان برداشت علوفهازقبیل یونجه وشبدر وخشه و...می باشد که شروع درو وبسته بندی وحمل وجمع آوری به اوایل تیرماه می کشد که درزمانهای قدیم ازطریق الاغ واسب وقاطر وشتر حمل بار صورت می گرفت که هم زمان بیشتری لازم بود وهم زحمت فراوان که حدود دودهه است توسط ماشین آلات کشاورزی ازجمله تراکتور وکمباین وتیلر انجام می گیرد .
دراوایل تیرماه که ماه برداشت کاشته هاست اززودرس رسیدن کشتزار های جو شروع وسپس گاودانه وعدس وگندم درو می گردد ودروکردن وبسته بندی وحمل به خرمن ویا برداشت حدود یک ماه واندی بطول می انجامد .تداخل برداشت چند محصول بطور همزمان واقعا"کار را دشوار وکشاورز را به کار شبانه روزی وادار می سازد واراده فولادین مردان کار وتلاش همه این مراحل را سپری می کنند وبا اتکاء به امدادهای غیبی ویاری جستن از خدای مهربان مشکل راحل می سازد اما یک دوره دوماهه برای کشاورز دوران سخت وطاقت فرسایی بشمار می رود .
درزمانهای قدیم اکثرا"دروکردن گندم وجو که عمده محصولات هستند ازطریق دست وبا داس صورت می گرفت سپس درگز (دروگر دستی بزرگ با دسته دومتری چوبی )ودرحال حاضر توسط دروگرهای کوچک وبزرگ انجام می شود .درلابلای این کار وتلاش خمس وزکات فراموش نمی شود ودرمزرعه ویا درخرمن جدا کرده وبمراکز مربوطه تحویل می دهند .
ازدهه اوّل مردادماه تقریبا"ازحجم کار 80%کم شده وزمان کارهای سبک ونیمه سنگین ازقبیل کاشت گندم ودروکردن بذر شبدرو ویونجه  وآبیاری حقابه و...که برای کشاورز چندان مشکل نبوده وبه فصل فراغت وپرورش گوسفندان وامورات روزمرّه می انجامد .
کارکشاورزی همراه بازحمت فراوان ویک قطب مولّد ومرکزتولید کشور است که روزی حلال ازدل خاک جستجو می شود ویک معامله کاملا"دوستانه میان خالق ومخلوق است که درقبال حرکت از او ،به برکت خدای رزّاق منجر می شود .اگر توجه لازم به بخش کشاورزی بیشتر وامورات زراعی کاملا"مکانیزه ومکانیزاسیون بیشتر گردد هم از زحمت کشاورزکاسته می شود وهم راندمان کار بالا می رود که امید است مسئولان ذیربط ازحالت کاغذ وقلم وسخن بیرون آمده ووارد عرصه کار وعمل شده وکشاورز را که به اندک مایه دسترنج خود قانع است یاری وکمک نمایند تا شاهد شکوفایی بیشتر ورشد هم جانبه این قشر ارزشمند وزحمت کش کشور باشیم انشاءالله تعالی .

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, معرفی روستای شایق, کشاورزی در روستای شایق
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 9:22  توسط اسد سیفیان  | 

ایرغیب مبارک اولسون

توضیحاتی در مورد جشن مذهبی رغایب

آيين ملي مذهبي رغايب يکي از اعياد و جشنهاي محلي آذربايجان بوده که از تاريخچه کهني برخوردار مي باشد . از نظر لغوي کلمه رغايب با عناوين "رغييب" ، "اولوللر بايرامي" در مناطق ترک زبان آذربايجان و اردبيل معروف مي باشد . «رغائب»[1] در لغت جمع «رغيبه» بوده و به معناي چيزهاي خوب، مرغوب و پسنديده است . اين جشن همچنين جشن مردگان و شب آرزوها ناميده شده است.

البته از لحاظ تاريخ مذهبي اين جشن گفته اند که چون در روز رغايب حضرت خديجه تمام اموال و دارايي هاي خود را به حضرت محمد (ص) بخشيده ، مردم منطقه هم در اين روز به احسان و بخشش و نذر روي مي آورند . تاريخچه برگزاري اين جشن به دوران قبل از انقلاب و حتي به دوران قاجار باز مي گردد. چنانکه در صفحه 308 كتاب         " تاريخ و جغرافي دارا- لسلطنه تبريز" نوشته شاهزاده نادر ميرزا – آمده است :

«چون پنج شنبه اول رجب رسد ، ليله الرغايب باشد . بوميان تر حلوا پزند از عسل يا دوشاب ، به گورستان برند و به خانه هاي دوستان فرستند .اين حلوا نيز به ناچار به خانه نامزد ببايد فرستادن . در اين شب بقالان دکانها زينت دهند . عسل و روغن و دوشاب خروارها به فروش رود و نفعي گرا[ن] مند برند . »

در فرهنگ شيعه ، شب اولين جمعه ماه رجب را رغائب گويند و آن يک سنت اسلامي است و همزمان با روز رغبه و نخستين جمعه ماه رجب در  روستای شایق نیز این مراسم اجرا می گردد .

یاد حلوا در مسیر قبرستان ، حلوای سیاه و توزیع انواع خوراکی در حین بازگشت از زیارت اهل قبور به خیر ، برای شادی روح تمام اسیر خاک شدگان روستای شایق صلوات و فاتحه ایی قرائت بفرمایید .


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بایرامیز مبارک اولسون
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 خرداد1389ساعت 23:10  توسط پرویز ستوده شایق  | 

خانه تکانی

روز از نو روزی ازنو ...
خانه تکانی اصطلاحی است که هم می توان به معنی نوشتاری ولغوی آن توجه داشت وهم به معنی کلی این اصطلاح عامیانه که ریشه درفرهنگ وسنن دیرینه ما دارد .درظاهر ناگفته پیداست همان تنظیف خانه وکاشانه خود باسلیقه وامکانات موجود هرفرد که ازشستن فرش ها وزیراندازها شروع شده تا تعویض دکوراسیون ،لوستر ،کابینت ،مدل لوازم صوتی وتصویری وپارچه پرده ها گرفته تا به لباس ها و... اماّ چنانچه به موضوع عمیقا"تامل نمائیم درمی یابیم که یک معنی واقعی دربطن کلمه نهفته است چون اگر منظور صرفا"ظاهر قضیه باشد چرا درسایر مواقع کاربرد کمی دارد پس منظور از آن کنارزدن افکار واعمال زشت وناپسند ازذهن وفکر واندیشه خود وانجام اعمال شایسته وپاک نمودن روح وجسم خود ازانواع آلودگی های اخلاقی ومحیطی است ، درواقع تکان وحرکت بسوی کمال وسعادت وخوشبختی معنا ومفهوم پیدامی کند ولازم است گاهی به خودمان بیاندیشیم ویک خانه تکانی درخود ایجاد بکنیم تاتحوّل وتغییر بوجود آید وبه زندگی سالم وفکری نووتازه درمادمیده شود ونفس تازه باعث تحرّک وپیشرفت ماخواهدبود .
خانه تکانی درروستای شایق درگذشته وامروز :
درقدیم از سفیدکاری خانه ها این رسم دیرینه شروع می شد ازخاک سفید رنگ برای سفیدکردن خانه (ائو) استفاده می کردند وازرنگهای ترکیبی که ازپوست پیاز وسایرعلفیات تهیه می کردند رنگ قرمز زینت بخش دیوارهای خانه بود بانقش ونگار درخت سرو که به زبان ترکی (سلمی آغاجی ) وتصویر مورد علاقه خودشان را روی دیوارخانه نقاشی می کردند که عموما"عروس وگل وخروس ودرخت میوه وازاین جور تصاویر که بستگی به هنر واندیشه فرد روی دیوار کشیده می شد ،وپایین دیوارها راحدودا"1/5متربا نایلونهای سفره ایی که روی آن اغلب باعکسهای مناظر زیبای طبیعت وگل وگیاه ویا تصاویر عاشقانه مزّین شده بود می پوشاندند تا به زیبایی خانه افزوده شود وهم درهنگام برخورد لباس واجسام خیس کثیف نشود  وچون امکانات بسیارمحدود وساده بود درحد امکان سعی می کردند به موجودی خود قانع باشند وشاکر ،وازبافتن جوراب پشمی برای مردان وکلاه و... ولباس های خودشان را می دوختند وگندم برای سبزه عید به داخل بشقابهای سفالی وچینی کاشته می شد ونوشدن باتوجه به مقتضیات زمان خودش رانشان می داد که بزرگان بهتر می دانند اما روحیه مردم فوق العاده قوی وبانشاط بود وفکروخیال بد ویا بیهوده بسیار اندک بود وسرچشمه شکوه وعظمت خاصی داشت چون دردونقطه بیشتر آب نبود وهمه برای شستن لباس وفرش و... به کنارحوض می آمدند وترافیک بسیار سنگینی حاکم می شد با لباسهای رنگارنگ خانمها که بیشتر رنگهای شاد وروشن زینت بخش لباس محلی آنان بود برخلاف امروزی که همه سیاه پوش هستند ! ومردم ساده وصاف وبی آلایش روستا خودشان رابرای استقبال از سال نووبهار طبیعت آماده می کردند چون بهار فصل آغازین سال ومخصوصا"برای کشاورزان معنی خیلی دوست داشتنی وشیرین می باشد چون باطبیعت انس والفت مستقیم دارند وازطرفی هم خیش وگاوآهن وتخم جو وسیب زمینی و... باید مهیا کند وگاونر ها ارزش دیگری داشتند چون زمین بواسطه زور وقوه آن شکافته می شد وبذر حیات کاشته می شد .
اماّ امروزه ،چگونه است ؟
مثل  سایر نقاط کشورعزیزمان ایران اسلامی وسربلند،بااندک تغییرات جزئی .

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بایرامیز مبارک اولسون
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اسفند1388ساعت 18:36  توسط اسد سیفیان  | 

تاسوعا وعاشورای حسینی در روستای شایق

در روز تاسوعای حسینی مثل سایر روستاها وشهرهای کشور شور وشوق حسینی به اوج خود می رسد ودر دهه اوّل محرم هر روز نهار برای زنجیر زنان دسته جات عزادار امام حسین (ع) احسان داده می شود وبه اینصورت انجام می شود :
تمام زنجیر زنان ونوحه خوان به مسجد جمع می شوند وپس از گوش دادن به روضه که هر روز قبل از ظهر وشب ذکر مصیبت حضرت ابا عبد اللّه الحسین ویارانش (علیهم السلام ) دسته عزدا ی زنجیر زنان تشکیل می گردد وپس از نوحه وکمی زنجیر زدن بیرق ها را برداشته وزنجیر زنان ونوحه گویان بطرف خانه احسان دهنده حرکت می کنند البته نذر بنام زنجیر زنان حسینی بوده ولی همه برای صرف احسان می روند ودوباره به مسجد برگشته وکمی زنجیر می زنند ونوحه سرایی کرده ونماز جماعت برپا می شود این کار در طول دهه اول محرم تکرار می شود .
غروب تاسوعا - همه اهالی بطرف مسجد می روند ودر صحن مسجد اجتماع نموده وشمع روشن می کنند ویک چهره زیبایی از عزاداری با شاخ سئی - واخ سئی شروع شده وتا اذان مغرب روشن کردن شمع در محوطه مسجد ادامه می یابد  از بچه دو ساله گرفته تا سالخوردگان احیای سنت حسنه عزادار سالار شهیدان با این روش خود جلوه ایی از خیمه های امام (ع) را در اذهان زنده می کند که به حضرت عباّس از طرف شمر امان نامه می آید وایشان قبول نمی کنند واین شمه روشن کردن در فضای باز وتاریک خود اهداف حسین ع را در زدودن تاریکی ها با نور ایثار وفداکاری خود پیام این مراسم با شکوه است .
عاشورا در روستای شایق :
صبح اوّل وقت در مسجد حاضر وبا اجرای مراسم شاخ سئی - واخ سئی که در پست های قبلی مفصلا" توضیحات لازم داده شده است ( مراسم شاخ سئي واخ سئي ) مراسم این روز گرامی شروع می شود دنیایی از غم واندوه فضای روستا را فرا می گیرد ومعمولا"مرسوم است که بیشتر افراد بخاطر همدردی با اهل بیت علیهم السلام وآقا امام زمان (عج) صبحانه نمی خورند ودر مسجد روضه ونوحه و... فضای معنوی وعرفانی به مجلس می بخشد وهرکس بگونه ایی ارادت خودشان را نشان می دهند ودر مسجد زیارت امام حسین (ع) در روز عاشورا بصورت دسته جمعی قرائت می شود وبازی گران شبیه خوان خود را برای اجرای سناریوی رشادتهای شهیدان کربلا  آماده وتمرینات مقتضی قبلا" بعمل آمده ودر این روز برای اجرای واقعه عاشورا لباسهای مخصوص نقش موردنظر را می پوشند وایفای نقش می کنند ودر ساعت 9/5 صبح مراسم شبیه خوانی شروع می شود وتا ظهر ادامه داشته وسپس دعای مخصوص در صحن مسجد خوانده شده وبرای خیر وبرکت اهالی وامنیت کشور ومسئولان کشوری ولشگری وبرای شفای تمام بیماران  ودردمندان وادای قرض قرض داران و...
  دعای پر فیضی خوانده شده وبا آمین مستمعین مراسم خاتمه می یابد و نماز ظهر عاشورا در مسجد خوانده می شود وهمه به خانه حاج فیروز حبیب پور برای صرف احسان دعوت می شوند ودر شب هم بیاد اهل بیت واسرای معظّم کربلای حسینی معمولا"هیچکس شام نمی خورد ودر شب هم بصورت نمادین در تابوت نعش شهدای کربلا در داخل مسجد روی دستان عزاداران گردانده می شود وچراغهای مسجد را خاموش وبیاد امام زین العابدین واسرای نینوا وخانم زینب (س)  ابراز همدردی کرده واشک دل وچشم برای رشید مردان آل اللّه می ریزند وبیشتر مردم بخاطر ابراز ارادت وهمدردی با آقا امام زمان (عج) واسرای گرانقدر خاندان عصمت وطهارت در رختخواب راحت نمی خوابند وبرزمین می خوابند ...
  انشاءاللّه تعالی
با ظهور آخرین منجی عالم امام مهدی (عج) انتقام خون شهدای کربلارا از جنایتکاران خواهد گرفت .

برچسب‌ها: اخبار روستای شایق, مذهبی روستای شایق, آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 دی1388ساعت 11:32  توسط اسد سیفیان  | 

مراسم عزاداری شاخ سئی -واخ سئی (شاه حسین - وای حسین )در روستای شایق

السلام علیک یا ابن الزهّرا (س)
     مراسم شاخ سئی -واخ سئی فقط در روستای شایق وپاره ایی از روستاهای همجوار رایج واین آیین عزاداری جلوه خاصّی به محرم وآرامش عجیبی به روح وروان وجسم مشتاقان طریق سرخ حسین (ع) ویاران بی نظیرش می دهد ونوری بر دلها وچشمها تابیده می شود وجلای خدای وحسینی به دل می بخشد وفضای روستا باصداهای یاحسین ویا ابوالفضل (علیهما السلام ) نوای دلنشین بهشتی بر کالبد روستای شایق نواخته می شود ونغمه های داوودی بلکه هزاران مرتبه بهتر وبالاتر از آن چون مگرمثل  حسین( ع ) رهبری ومولایی وهمتای یارانش یارانی تا حتی بزرگان معتقدند که یاران امام زمان (عج) هم به یاران حسین (ع) نمی رسند خلاصه جان ما وتمام عالمیان فدای او ویارانش باد .
 
توضیح چگونگی اجرای مراسم:
زمان اجرای مراسم :در دهه ی اول محرم الحرام یک ساعت مانده به غروب آفتاب 
مکان :صحن ومحیط اطراف مسجد جامع شایق 
 
    در ابتدا با بلندگوی مسجد اعلام می شود که :گلین شاخ سئیه(بیائی به اجرای مراسم شاه حسین یا شاخ سئی )اکثریت را نوجوانان وجوانان روستا تشکیل می دهد البته شرایط سنی در مکتب مولا امام حسین (ع) واسم ورسم ونشان وتحصیلات ونام و... یکسان است همه محترم ومفتخر به رتبه بی نظیر عزادار حسین ع هستند !
افراد به ترتیب سن (بخاطر احترام به بزرگتر ها وقد هم مد نظر می باشد) تا مراسم به زیبایی ونظم خاص ّخود صورت گیرد در دوستون جداگانه که مجموعا" خط پرگار دایره وحول محور مرکز دایره در راستای هم منتهی دوستون به فاصله مثلا"10متر تا قاطی نشده وشعار ورجز هر گروه یا ستون مستقل از دیگری است پشت سرهم ودر جلوی هرستون علم(بیرقهای حسین (ع)که هرکدام هم مزّین به پارچه مخملی مخصوص کربلای معلی ونجف اشرف است دوعلم در پیشانی وخط اوّل که توسط پیر غلامان سید الشهدا (ع) حمل می شوند وشعار ستون اول:شاخ سئی -ستون دوّم :واخسئی  ستونها، هرکس قدم اوّل پای رست را به اندازه قدم خود برمی دارند وسپس درقدم دوّم پای چپ را به اندازه جسه قدمش برمی دارد ودر وحله سوّم ستون دوباره   پای راست را برمی دارد ودر وحله چهارم بطرف مرکز دایره نظر به راست کرده وپای چپ را بالا برده به اندازه حدودا"نیم متر ومحکم برزمین می کوبند واین قدم ها با حرکت به جلو تکرار می شود ومی چرخندودر این مراسم هرکس یک نوع به مجریان مراسم خدمت ونهایت ارادت خودشان را به امام ع نشان وابراز می کنند یکی شربت درست می کند وپخش می کند ویکی آب می دهد وآن دیگری اسفند دود می کند و... که فضای خودخاهی ها زیر پاهای عزاداران له می شود وشیطان ناامید ومایوس می گردد .این مراسم با بدرقه اهالی محترم ومخصوصا"دخترخانم ها وخانمها با ریزش اشک چشم ونالهخ های سوزناک هم بدرقه می شود ویک غوغایی برفضای محیط حاکم می شود که مثل ابر بهاری که به گلزار باران رحمت فرو می ریزد باران عشق وعلاقه به امام حسین (ع) ویاران با وفایش دل را به ملکوت اعلی سوق می دهد چون مگر مکتبی پیشوایی  چون حسین در جهان وجود دارد ومگر لشگر وعلمداری چون عباّس !
شعارهای ستون ها عبارتند از 1:علی...  2- جواب :حیدر ...    1-عباس...     2- قولسوز (بدون دست یا بی دست )      1- آه حسن وای حسین ...      2-   جواب : آه حسن وای حسین ... 
به این ترتیب تا اذان مغرب وعشا ءاین مراسم ادامه می یابد وبا مناجات واذان یکی از موذن های روستا خاتمه یافته وبرای ادای نماز مغب وعشا به مسجد جامع رفته وسپس به صرف شام ودوباره برای روضه وزنجیر زنی به مسجد برمی گردند وتا ساعت 11شب هر روز عزاداری تا 13 ماه محرم الحرام ادامه می یابد  ... 
مرید حسین سن گل یاسه باخ                او کان شجاعتده احساسه باخ 
کسر وار سلاحینده  الماسه باخ               حسین تک قالوپ  وقت حساّسه باخ 
جگر گوشه اشجع النّاسه باخ                   دولان مرکب اوستونده عبّاسه باخ 
                           ( ائله اباالفضله اوجور باخ)
امامین الین اوپدی دوشدی یولا                 دئدی  باخما آی  مر کبیم ساق سولا 
امامین گرک امری اجرا اولا                       حسین سیز گئوروم  باغ عالم سولا 
هوا خواه شاه انعام الموشام                     فقط اهل بیته غلام اولموشام 
شتاب ایله آی مرکب تیز پا                         بوگوی وبو میدان بودا کربلا 
مهارتله گئت ، ورماسون اشقیاء                  اوجا تلّی آش مثل برق بلا
                    دسونلر گلیر صف یارا مرتضی  
    التماس دعا دارم -ارادتمند تمام عزاداران امام حسین ویارانش (علیهم السلام )اسد سیفیان

برچسب‌ها: اخبار روستای شایق, مذهبی روستای شایق, آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1388ساعت 12:6  توسط اسد سیفیان  | 

مراسم طشت گذاري در روستاي شايق به نقل از خبرگزاري ها

مراسم طشت گذاري در اردبيل
اين مراسم به طور گسترده ايي از خبرگزاري هاي مختلف مانند جام جم آنلاين ،‌خبرگزاري مهر ،‌آفتاب و .... منعكس شده است كه اين مراسم را در اردبيل و روستاي شايق ، يكي از بزرگترين روستاهاي شهرستان سرعين در خبرهاي خود آورده است .
بخوانيد
جام جم آنلاين: يکي از مراسم سنتي عزاداري در ماه محرم مراسم"طشت گذاري است که از آيينها و آداب عزاداري و تعزيه منسوب به منطقه اردبيل بوده و از سه روز مانده به محرم در تمام مساجد و حسينيه هاي اين شهر برگزار مي شود.

واقعه کربلا و بسته شدن فرات به روي امام حسين (ع) و يارانشان و ايثارگريهاي سقاي کربلا براي رساندن آب به تشنگان و حماسه آفريني ياراني که با لباني تشنه، شهد شهادت را نوشيدند، به يقين قداست و جايگاه والاي آب را در فرهنگ شيعيان و به خصوص ايرانيان که از ديرباز نيز از جايگاه خاص و معنوي برخوردار بوده، عمق و وسعت بسياري بخشيده است تا جايي که انعکاس اين امر را در فرهنگ مردم و به خصوص در شکل گيري آداب و رسوم و آئينها شاهد هستيم.

رسم "طشت گذاري" يا "طشت گرداني" نيز از جمله مراسمي است که مي توان بر طبق اين آيينها معرفي کرد که منسوب به شهر اردبيل به طور خاص و مردم آذربايجان به طور عام است. در اين آئين، طشت نماد مشک سقاي کربلا، آب، رود و نماد فراتي است که به روي حسين (ع) و يارانش بسته شد.

در اردبيل قديم اين رسم از بيست و هفتم ماه ذيحجه و با برگزاري مراسم طشت گذاري در مسجد جامع اين شهر آغاز مي شد و از روزهاي بعد مساجد ديگر نيز به نوبت طشت گذاري و طشت گرداني مي کردند. امروزه نيز اين مراسم با اندک تغييراتي در چندين روز با شور و حال خاصي در اماکن مخصوص مثل حسينيه اوچدکان، مسجد جامع، مسجد اعظم و... برگزار مي شود.

به اين صورت که دسته هاى زنجيرزنى و سينه زنى با نوحه سرايي و نواختن طبل و شيپور و حمل علمهاي عزاداري، به ياد تشنگان کربلا مشکى را پر از آب کرده و آن را به همراه طشتهايى از جنس برنز يا مس که به طور معمول بر دوش ريش سفيدان هر محله حمل مى شود، به مسجد مي برند و بعد از طواف مسجد طشتها در جاى مخصوص خود قرار گرفته و با خواندن دعاى مخصوص، طشت گذارى پر از آب مي شود. از آب اين طشتها، بيشتر حاضران و عزاداران به عنوان تبرک و جهت برآورده شدن حاجاتشان بر مي دارند.

در مواردي نيز ممکن است طشتها قبلا در خانه اي که صاحب آن نذر کرده، قرار داشته باشد که در اين صورت نيز دسته هاي عزادار به آن خانه مراجعه کرده و پس از انجام عزاداري، طشتها را برداشته و به طرف مکان برگزاري مراسم مي برند.

در فرهنگ عاشورا و در توضيح بيشتر اين سنت آمده است: "مراسم طشت گذاري، "مراسمي است سنتي که در عزاداري ايام عاشورا و عمدتا در شهرستان اردبيل برگزار مي‏شود و طشتهاي آب را  که رمزي از فرات مي باشد در مساجد و حسينيه ‏ها مي‏آورند و اين سنت به تاسي از اقدام سالار شهيدان و يادآور رفتار جوانمردانه امام حسين (ع) در مقابل سپاه حر مي باشد که به روايتي آن حضرت، در روز 27 ذيحجه‏، آب مشکها را در طشتها ريخته و تمام لشکر حر و اسبان آنها را سيراب‏ نمودند".

عزاداري ايام ماه محرم در اردبيل با مراسم طشت گذاري آغاز و هر روز در دو محله شهر مراسم طشت گذاري برگزار مي شود. در روز اول در محلات "طوي" و "اونچي ميدان"، روز دوم محله "اوچدکان" و "سرچشمه" و در آخرين روز از ماه نيز مراسم طشت گذاري در دو محله "پيرعبدالملک" و "عالي قاپو" انجام مي شود.

اردبيل بيش از 600 سال در عزاداري سابقه دارد

يکي از پژوهشگران و محققان استان اردبيل در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به جايگاه ارزشمند شيعي و حسيني اين استان گفت: اردبيل سهم بسزايي در اعتلا فرهنگ و تمدن شيعي و علوي کشور داشته و اين شهر از جايگاه و پايگاه خاصي در تشيع و مکتب علوي برخوردار مي باشد، چنانچه اردبيل بيش از 600 سال در عزاداري سابقه دارد.

بيوک جامعي با بيان اينکه مداحيها و آيينهاي حسيني اين شهر همواره الگوي ساير نقاط کشور بوده است، افزود: اردبيل با داشتن سه خصيصه در عزاداري خود توانسته است فرهنگ 600 ساله عزاداري خود را حفظ کند که در اين ميان اخلاص، داشتن نظم و نيز خود جوش بودن آيينهاي محرم از جمله اين خصايص است، بطوريکه آيين سنتي طشت‌ گذاري در اردبيل علاوه بر ساير شهرها امسال در مشهد نيز به اجرا گذاشته مي‌شود.

وي مردم ديار آذربايجان و اردبيل را مخلصترين عزاداران به ساحت امام حسين‌ (ع) برشمرد و تصريح کرد: نظمي که در عزاداري اردبيل وجود دارد به طور مطلق در هيچ جا تعريف شده نيست و اين آيينها نه تنها قابل تغيير نيستند، بلکه در طول شش قرن گذشته با کمترين تحريف دنبال شده‌اند.

تقسيم بندي محلات، مهمترين دليل نظم و ترتيب عزاداريهاي اردبيل است

مهمترين پايه نظم و ترتيب عزاداريهاي اردبيل، تقسيم بندي محلات است. به اين ترتيب که شهر اردبيل، از قديم به شش محله تقسيم شده که سه محله حيدري است و سه محله نعمتي. در بين اين محلات، يک محله نقش بزرگتر و يکي نقش ميانه و ديگري نقش کوچکتر دارد. محلات حيدري عبارت هستند از "تابار" که برادر بزرگتر است، "اوچ دکان" برادر متوسط و "پير عبدالملک" برادر کوچکتر. در محلات نعمتي نيز، "گازران" برادر بزرگتر است و "سرچشمه" برادر متوسط و "عالي قاپو" برادر کوچکتر. ديگر مساجد و محلات شهر به عنوان زير شاخه ي اين شش مسجد و محله طبقه بندي مي شوند و هر کدام دسته عزاداري مشخص و مجزا دارند.

به اين ترتيب که به جز روز اول و نهم محرم و يک روز جمعه  که ما بين اين ده روز واقع مي شود، هر روز دسته يکي از محلات ششگانه و شعبه هايش به بازار و خيابان مي آيند و عزاداري مي کنند. سابقا اختلافاتي بين محله نعمتي و حيدري وجود داشته که با بر طرف شدن اين اختلافات در دهه هاي اخير عزاداريها نظم بسيار منسجم يافته است.

قبل از حرکت اين دسته ها براي عزاداري در بازار شهر که از اهميت خاصي برخوردار مي باشد، اول بيرق بزرگ محله در جلوي دسته به حرکت در مي آيد. اين بيرقها بعضا بسيار قديمي و عمر بيش از چند قرن را دارند و با دقت نگهداري شده اند. از جمله بيرق مسجد عالي قاپو که نادر شاه اهدا کرده است. پشت بيرق نيز بزرگان محله و علما با احترام و رعايت رديف و ترتيب حرکت مي کنند و بعد طبالها و دسته هاي سينه زن يا دسته زنجير زنها.

زماني که دسته يکي از محلات ششگانه حرکت کرد، پشت سرش شاخه هايش به ترتيب با همان ترکيب حرکت مي کنند و از محلات بزرگ و راسته بازار مي گذرند و وقتي به محله خود باز مي گردند، مراسم پايان يافته و روز ديگر نوبت محله ديگر است.

مبناي طشت گذاري در اردبيل بر پايه مستندات تاريخي است

جامعي همچنين تاريخچه طشت ‌گذاري در اردبيل را يک تاريخچه غني و بر طبق مستندات تاريخي عنوان کرد و متذکر شد: وقتي امام حسين وارد منزل چهاردهم مي‌شود با شنيدن خبر شهادت مسلم ‌ابن‌ عقيل و قيص‌ ابن‌ مظهر به ياران خود دستور مي‌دهند آب کافي به همراه داشته باشند که اين روز مبناي طشت ‌گذاري اهالي اردبيل است.

وي با بيان اينکه طشت‌ گذاري در اردبيل در بيش از 41 مسجد شهر انجام مي‌شود، خاطر نشان کرد: با تداوم اين آداب و رسوم اعتقادي، در حقيقت اردبيل سنت طشت‌ گذاري با سابقه 500 ساله را حفظ کرده و آن را امروز به عنوان يک فرهنگ اصيل مستند و قابل اتکا معرفي مي کند.

عضو هيئت امناي محله طوي اردبيل افزود: بعد از طشت ‌گذاري از روز دوم محرم همزمان با ورود کاروان امام حسين به دشت کربلا اهالي اردبيل در قالب محلات ششگانه عزاداري خود را به همرات شعبات خود در خيابانهاي اصلي انجام مي ‌دهند و در روز تاسوعا و عاشورا با شمع‌ گرداني در 41 مسجد و عزاداري در سطح شهر عشق و حرارت حسيني به اوج مي‌رسد.

وي به روند تاريخي سفر امام حسين (ع) از مدينه و مکه به کربلا اشاره کرد و ياد آور شد: 460 کيلومتر مسافتي که امام حسين با خانواده خود تا کربلا طي کرد داراي حوادث گوناگوني بود که اهالي اردبيل به صورت منظم اين تاريخ را با حوادث آن گرامي مي ‌دارند و با به پيشواز رفتن گراميداشت اين مناسبتها، عزاداري دهه محرم را با شور و حرارت برگزار مي ‌کنند.

جامعي سبقت در عزاداري را مختص اردبيل دانست و بيان داشت: در ايران عزاداري از اردبيل شروع شده است بطوريکه دستجات عزاداري محلات اين شهر با وجود عظمت و شکوه لرزه بر اندام عاشقان اباعبدالله الحسين(ع) مي‌اندازد.

اين پژوهشگر در مورد فلسفه قيام امام حسين گفت: حرکت شتاب ‌آلود کاروان امام حسين با هدف درگير نشدن در مسير و حرکت کاروان، سخنرانيهاي آتشين امام و نامه‌هاي آن حضرت به معاويه بيانگر عمق و فلسفه قيام امام حسين است که هر فردي مي‌ تواند با بررسي آنها به خيلي از پرسشهاي خود پاسخ بگيرد.

طشت گذاري در روستاهاي اردبيل

مراسم طشت گذاري در تمام روستاهاي استان اردبيل نيز با نظم و ترتيب زماني و مکاني خلل ناپذير و البته با آداب و رسوم مخصوص هر روستا که در ظاهر شايد اختلاف بسيار اندکي با هم داشته باشند اما در محتوا يکي هستند، برگزار مي شود.

در روستاي "شايق" نيز که يکي از بزرگترين روستاهاي تابعه شهرستان سرعين مي باشد، اين مراسم در نزديکترين پنجشنبه به اوّل ماه محرم بعداز نماز ظهر و عصر، برگزار مي شود.

يکي از اهالي اين روستا در خصوص برگزاري مراسم طشت گذاري در اين روستا و ساير روستاهاي اين منطقه به خبرنگار مهر گفت: يکي دو روز قبل از برگزاري مراسم طشت گذاري، طشت مورد نظر را از مسجد بر مي دارند و بعد از تميز و معطرکردن، پارچه سياه روي آن مي کشند.

اسد سيفيان اظهار داشت: در روزي که قرار است مراسم طشت گذاري برگزار شود، از بلند گوي مسجد اعلام مي شود تا تمام اهالي، هيئت امناي مسجد، خادمين ،مداّح و زنجير زنان در مسجد جامع روستاي شايق حاضر شوند. پس از نوحه و روضه اهالي به صورت دسته جات منظم با برداشتن طشت عزاداري از مسجد، آن را در دو نطقه و در منزل دو نفر از قديميهاي روستا مي گردانند و با برداشتن طشت اين منازل به مسجد برمي گردند.

وي با بيان اينکه اين حرکت و برگشت از آيين خاصي برخوردار مي باشد، افزود: دسته جات در دو ستون منظم که بيرقهاي عزاداري در جلوي آن قرار دارد به حرکت درآمده و هر کدام از اين ستونها با زمزمه "شابت" يا سر دسته ستون و با صداي بلند، يک ستون "حسين" و در جواب آن ستون ديگر "مظلوم" مي گويند و به همين ترتيب تا خانه حاوي طشت اين مسير پيموده مي شود و در آنجا با ذکر مصيبت کوتاه، طشت عزا برداشته شده و از مسير ديگر به سوي مسجد حرکت مي کنند.

وي ابراز داشت: در طول مسير، طشت توسط اهالي بدرقه و در عزاي آن طلايه داران آزادي و مردانگي، اشک ريخته و نذورات خود را پس از زيارت طشت به داخل آن مي ريزند و يا بيشتر مردم نذرات قرباني خود را جلوي طشت و دسته عزادار ذبح کرده و پس از ذکر مصيبت همه رو به قبله ايستاده و دعاي شفاي مريضها و بيماران و بر آورده شدن حاجات نيازمندان دعاي حاجت خوانده مي شود.

سيفيان خاطر نشان کرد: بسياري از مردم پس از اينکه طشت در محل اصلي خود در داخل مسجد قرار گرفت دوباره با ترتيب خاص طشت را زيارت و ضمن اداي احترام به ساحت مقدس ائمه معصومين به نوحه خواني و زنجير زني مي پردازند که پس از اتمام آن مراسم طشت گذاري نيز به پايان مي رسد. برخي از مردم نيز دست به طشت و آب آن مي زنند که به معني بيعت با امام حسين (ع) و حمايت از عباس (ع) بوده و آب طشتها را مردم در شيشه هايي براي شفا و تبرک بر مي دارند.

وي مردم روستاي شايق را "حسين چي" يعني حسيني و عاشق خاندان عصمت و طهارت عنوان کرد و ياد آور شد: در طول دهه محرم و نيز تا پايان ماه صفر سيماي روستا دگرگون شده و پرچمهاي سياه در تمام نقاط روستا بر افراشته مي شود و از يک هفته مانده به اول محرم تا يک هفته بعد از پايان ماه صفر برگزاري مراسم جشن و شادي و عروسي تعطيل مي شود.

با آغاز مراسم طشت گذاري در اردبيل به مانند تمام شهرهاي کشورعروسيها و جشنها تعطيل و تفريحات معمولي کمتر مي شود. مغازه ها و به خصوص مغازه هاي داخل بازار سنتي سياه پوش و مساجد و تکايا  براي برگزاري مراسم آماده مي شوند. علاوه بر روضه خوانيهاي معمول در طول سال که در منازل و مساجد برگزار مي شود، دهه اول محرم عزاداريهاي ديگري هم دارد که اين عزاداري خاص، توسط دسته هاي زنجير زني يا سينه زني انجام مي شود.

منبع: مهر

آفتاب

جام جم


برچسب‌ها: تاریخی روستای شایق, مذهبی روستای شایق, فرهنگی روستای شایق, آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 16:55  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مراسم طشت گذاري در روستاي شايق

سلام بر حسین (ع) ویاران با وفایش 
سلام وعرض ادب واحترام .
تصاويري از  مراسم طشت گذاری حضرت اباعبداللّه الحسین  روستای شایق روز سه شنبه مورخه 88/9/24 جهت تبرک ونور چشمی حضرتعالی وتمام ارادتمندان امام حسین ویارانش(سلام ودرود ما بر او ویارانش باد )ارسال حضور می گردد  باشد که عزیزان توتیای چشم خود قرار داده وعزای این ابر مرد تاریخ وبشریت را هرچه باشکوهتر ودر شان مولا (ع)بپا دارند واز این انفاس آسمانی درمان جسم وروح خود سازند چرا که حسین ع درمان ومرحم تمام دردها ست ودر هدایت انسان به کمال ورتبه های انسانیت  یک شبه  آنچه را که می خواهند می دهند ویک شبه حلاّل مسائل می شوند اگر گوشه چشمی عنایت بخرج دهند :
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ؟      وین چه شمعی ایست که جانها همه دیوانه اوست؟















اگه تصاوير ديده نمي شود اينجا را كليك كنيد

برچسب‌ها: تاریخی روستای شایق, مذهبی روستای شایق, فرهنگی روستای شایق, آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 12:36  توسط پرویز ستوده شایق  | 

آداب و رسوم روستای شایق

هر ملتی در هر جامعه ای که باشد دارای یک سلسله آداب ،

 رسوم و ویژ گی هایی است که به آن فرهنگ عامه یا فولکلوریک می گویند .

این آئین های فولکلور معمولا به صورت شفاهی و سینه به سینه ، از زبانی به زبانی و از نسلی به نسل دیگر و ... منتقل شده است و مطمئنا در طی این مسیر دچار تغییرات ، افزایش و کاهش نیز گشته است . گاه نیز این آداب و سنن به شکل منثور و گاه منظوم ظاهر شده و از نسلی به نسلی منتقل گشته است .

امروزه اغلب این فرهنگ ها در سینه پیران ما به طور شفاهی حک شده و چه بسا با کوچ پیران ، محتویات سینه های آنها نیز به دست فراموشی سپرده می شود . . .

حفظ این رسوم و آئین ها خود ، مایه اقتدار و ارزش دادن به فرهنگ پیشینیان و آگاهی از رسم آنان است که البته خود اینها غالبا بر هر شنونده ای جالب و گوشنواز است . گرچه بعضی از اینها با افسانه و خرافات هم آمیخته است ، اما نوعا این مراسم مقوی عواطف و احساسات و انسانیت است که هر چه بیشتر تقویت شوند ، در واقع روح واقعی عواطف و احساسات و رفاقت تقویت می گردد .

در اینجا ما بر آنیم تا به رسوم و آدابی که در روستای شایق و استان اردبیل و دیگر شهر ها و روستاهای استان متداول بوده و هنوز هم بعضی از آنها اجرا می شود ، را در این وبلاگ ارائه نمائیم .

لطفا شما نیز با ارائه نظرات سازنده تان ما را در تکمیل مطالب یاری رسانید .


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, فرهنگی روستای شایق
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 14:17  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تصاویر از قربانی عید قربان در روستای شایق

تصاویری از مراسم قربانی عید قربان در روستای شایق  با تاخیر تقدیم حضورتان می گردد




این تصویر از سبلان سرفراز

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, مذهبی روستای شایق
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 17:9  توسط پرویز ستوده شایق  | 

یوروک (بشیک=ننّی)

دوستان این همان جایگاهی است که دوران خوش شیر خواری ونوزادی در آن سپری شده است وهمان مکانی است که مادران زحمت کش من وشما را درآن می گذاشتند ودنبال امورات خانه می رفتند وبعضی مواقع هم کار را رها کرده وبرای سرکشی کودکش بر سر آن حاضر می شدند این همان گهواره است که بیشتر وقت کودک نوزاد در آن صرف می شده است وصدای لای لای بالام لای لای مادران این فرشتگان زمینی وآسمانی به کالبد گوشمان شکل داده وبه حس کنجکاوی ما می افزوده است ویادت هست بعضی موقع از بس که شلوغ می کردی وگرسنه می شدی گریه کنان از آن بلندی می افتادی وموجب ناراحتی وترس واضطراب مادرت می شدی !آیا فکر می کردی روزی نه از بشیک ونه از مادرخبری نخواهدبود؟!وفقط یک خاطره درذهنت آنهم اگر اهلش باشی می ماند وهمه چیز مثل ابرهای گریزان آسمان به تندی می گذرند وبزرگ می شوی وصاحب خانواده وفرزند !!!
بلی همین طوراست باید قدر داشته های موجود مخصوصا"چیز هایی که قابل برگشت پذیر نیستند را فهمید واحترام گذاشت واستفاده کرد وبیهوده ازدست ندهیم این همان تاسفی است که خواهیم خورد ومتاسفانه هیچ ثمری هم نخواهد داشت !
در قدیم گهواره خیلی کم ویا اصلا"در روستا نبود وبا دو تکه طناب به موازی هم از تیرک =دیرک که ستون چوبی برای محافظت پل چوبی خانه زده می شد از ارتفاع حدودا"یک متری مابین دوتیرک آویزان می کردند .با دوقطعه چوب محکم ضلع کوچک مستطیل را تشکیل می دادند وروی آن جاجیم ویا لهاف کوچک کشیده ونوزاد را درآن می گذاشتند تا از دو دست دور بوده وبه تنور وچیز های داغ برخورد نکند وآرامش کامل داشته باشد واین مادران گرامی با بلندی وبزرگواری همه چیز را به ما نشان می دادند وما از ارتفاع یک متری به دور وبرمان نگاه می کردیم در صورتیکه خودمان 30سانتی متر وفوقش نیم متر قدم داشتیم وبا تککان همراه با لالا های شیرین ودوست داشتنی مادر به خواب شیرین وناز فرو می رفتیم وفارغ ازهمه هیاهوهای این دنیای فریبنده  بودیم . وچقدر ما را دوست می داشتند که معقد بودند که یوروک را نباید خالی تکان داد این موجب دل پیچی وناراحتی نوزاد وبچه می شود .
هر کجا هستی به این جور مسائل فکر کن اگر والدین شما زنده است حداکثر استفاده رااز آنها بعمل بیاور چون آنان کلید رابط نزول برکات الهی بر زمین هستند وبیشتر برس واحترامش را حفظ کن واگر در قید حیات نیستند با احسانات درحق آنان وادای نماز والدین وذکر صلوات وسایر امورات خیریه ارواحشان را شاد وموجب افزایش فیوضات خداوند درحقمان خواهد بود وفرد مفید ومشگل گشای بندگان خدا در این عمر محدود باش تا فردا پشیمان وناراحت از ایام بگذشته نباشیم .
.

یه نکته من به مطلب دوست عزیزم با اجازه ایشان اضافه می کنم
ننو یا گهواره فعلی از قسمت سقف به پایه متصل می باشد و یک پایه نگهدارنده جدا گانه دارد ،  و معمولاً از جنس فلز بوده و با جوشکاری تهیه می شود . در قدیم علاوه بر نمونه ایی که در بالا توضیح داده شد یک نمونه رایج تر آن به شکل یک صندوقچه مکعب مستطیلی از جنس چوب بوده که پایه داشته و بین پایه ها نیز اتصالات چوبی قرار داشت ، این اتصالات در دو طرف در قسمت عرض مستطیل حالت هلالی بود مثل صندلی های راحتی امروزی که جلوی شومینه می گذارند و مدام با کوچکترین نیرویی به حرکت در می آید . در قسمت بالایی صندوق چه نیز دو تسمه مدور و یک تیرک افقی قرار داشت که در امتداد بدن نوزاد و  در فاصله 40 الی 50 سانتی قرار داشت و اسباب بازی یا جغجغه روی آن بسته می شد که نوزاد حوصله اش سر نرود . این تیرک چوبی افقی برای حرکت دادن گهواره نیز مورد استفاده قرار می گرفته است بدین صورت که یک طناب نازک به آن بسته می شده و مادر در حین پخت نان و یا انجام فعالیت دیگر گاهی با کشیدن طناب گهواره را به حرکت در می آورده است . البته آلارم صدای بچه نشانه این بوده که گهواره از حرکت ایستاده است و نیاز به تکان شدید دارد .
یه نکته دیگه اینکه اکثر مادران فرزندان خردسال خود را به پشت خود حمل می کردند و هر از گاهی با حرکت باسن موجبات راحتی فرزند را که به پشت شان بسته شده بود فراهم می کردند . اینجور بچه هم از لحاظ راحتی ، راحت تر بود هم اینکه یک مرکب دائمی به نام مادر داشت که جگر گوشه خود را از قسمت جلوش شکم به پشت خویش انتقال داده است . البته مانند کوله پشتی هم فاصله بین مادر و فرزند ایجاد نمی شد بلکه با بستن پارچه ایی نوزاد به بدن مادر می چسبید .
دختر بچه ها هم برای نگهداری نوزادان از این روش استفاده می نموده اند .
با احترام
پرویز ستوده شایق

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, صنایع دستی روستای شایق
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 8:51  توسط اسد سیفیان  | 

فرفره یا فرانگوش

خوب برف و سرما  و یخبندان از راه رسید ، آقا پسرهای روستای شایق از این بازی در روستای شایق چه خبر ؟

شما از بازی قدیمی فرانگوش خبر دارین ؟
اصلاً می خواین در مورد این بازی اطلاعاتی داشته باشید ، اشکالی نداره شما رو بر می گردونیم به زمانی که از اسباب بازی های دیجیتال و الکترونیکی و حتی پلاستیکی خبری نبود . این بازی رو پسر ها بیشتر انجام می دادند

منتظر می مانیم ببینیم دوستان چه اطلاعاتی دارند بعداً برایتان بطور کامل توضیح خواهیم داد . منتظر نظرات شما هستیم ........

بفرمایید


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, وسایل بازی کودکان
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 23:22  توسط پرویز ستوده شایق  | 

رفیق تو را کی برد؟

یُولداش سَنی کیم آپاردی؟منبع

نام بازی: رفیق تو را کی برد؟

نام محلی: یُولداش سَنی کیم آپاردی؟

● اهداف کلی: تقویت تعادل و استقامت جسمی، تقویت حس حدس و تجسم

● اهداف جزئی: استفاده صحیح از اوقات فراغت

● تعداد بازیکن: حداقل 8 نفر

● سن بازیکنان: 9 الی 14 ساله

● ابزار لازم: ندارد

● محوطه بازی: حداقل یک اتاق

● شرح بازی: بچه ها به دو گروه مساوی تقسیم می شوند. به قید قرعه یا شیر و خط، دو گروه عقب و جلو مشخص می شوند و در فاصله ی یک متری پشت سر هم قرار می گیرند به طوری که نفرات گروه جلویی افراد گروه پشت سر خود را شناسایی کرده اند و به نام می شناسند.

حال دستهای خود را مانند دوربین جلو چشمان خود قرار می دهند تا به غیر از روبرو جایی را نبینند.

یک نفر از گروه عقب پیش آمده و یواشکی با یک انگشت خود یکی از افراد گروه جلویی را هل داده و به پیش می برد. یکی از رفقایش می گوید: (رفیق تو را کی برد؟) و او باید جواب دهد: فلانی، که اسم یکی از نفرات گروه عقبی می باشد.

چنانچه فلانی، درست اسم همان فردی باشد که او را پیش می برد آنگاه از همانجا سوار بر پشت هل دهنده می شود و تا خط گروه خود سواره می آید. و دو گروه سر جای خود انجام وظیفه می کنند.

اما اگر اسم مذکور درست نبود و غلط از آب درآمد باید همان بازیکن گروه جلویی نفر هل دهنده را تا خط گروه خودشان بیاورد که ضمناً جای دو گروه و نقش آنها عوض می شود. این بازی در برخی نقاط استان به " جوجه گوزی" و "مرجی مرجی" نیز معرف است. در بازی مرجی مرجی سوال و جواب بین دوستان و فرد چشم بسته به شرح زیر است :

مرجی مرجی           جانیمین دردی                سنی کیم آپاردی؟                منی محسن آپاردی

● نکات: در این بازی به هنگام سوارکاری، تفاوت هیکل ها، بازیکنان ریزنقش را دچار اشکال خواهد کرد. پس لازم به نظر می رسد مربی هنگام برگزاری بازی، از کودکان هم سن و سال و هم قد و قواره استفده کند.

● نتیجه بازی: کودک با اجرای این بازی ضمن تمرکز حواس دقت نظر را پرورش داده و قدرت تجسم را بارور می کند.

از : بهشتی به نام اردبیل


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بازی های محلی روستای شایق
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 12:1  توسط پرویز ستوده شایق  | 

دستمال قاپدی


دستمال قاپدی  بازیهای محلی اردبیل - Ardebilمنبع

نام بازی: دستمال بازی

نام محلی: دستمال قاپدی

● اهداف کلی: ایجاد روحیه همکاری و تعاون و صداقت و راستگویی

● اهداف جزئی: تسریع در انجام عمل ها و عکس العمل ها، تقویت عضلات پا

● تعداد بازیکن: محدودیتی ندارد

● سن بازیکنان: 7 الی 17 ساله

● ابزار لازم: یک عدد دستمال

● محوطه بازی: حیاط مدرسه

● شرح بازی: برای شروع بازی بایستی میدان را برای بازی آماده نمود، بدین صورت که در دو انتهای میدان خطی به مازات هم رسم می کینم و در وسط میدان نیز یک دایره می کشیم و دستمالی را در محدوده ی آن قرار می دهیم.

بازیکنان را به دو گروه مساوی تقسیم می کنیم. سپس نمایندگان گروهها، به قید قرعه طرف میدان خود را انتخاب و در پشت خط آن قرار می گیرند. حال از هر گروه یک نفر به طور انتخابی در کنار دستمال می ایستند و نهایتاً هدف هر کدام این است که دستمال را بردارد و به طرف گروه خویش دویده و از خط آن بگذرد و برای گروه خود امتیازی کسب نماید.

مسلم است که رقیب او را تعقیب خواهد کرد تا او را از پشت بزند. اگر قبل از رسیدن به خط او را لمس کرد برنده ی آن قسمت از بازی است و اگر نتوانست بازیکن حامل دستمال برنده است و یک امتیاز کسب می کند.

سپس دو نفر دیگر انتخاب می شوند تا بدین صورت بازی را ادامه دهند و نفرات سوم به هیمن ترتیب...

چنانچه اگر دو بازیکن با هم به دستمال برسند، به هیچکدام امتیاز تعلق نمی گیرد.

در خاتمه گروهی که امتیازات بیشتری را کسب کرده اند، برنده ی بازی بوده و هر کدام از بازیکنانش به عنوان جایزه روی کول بازیکنان گروه بازنده سوار شده و به اندازه ی مسافت دور میدان سواری می گیرند.

● نکات: 1- این بازی بیشتر در شهرستان اهر و اطراف آن رواج دارد و ممکن است در مناطق دیگر با شکل متفاوتی اجرا شود.

2- این بازی در بعضی مناطق با این تفاوت که به جای دستمال از ریسمان استفاده می کنند و به همین دلیل، نام ریسمان و گریز به خود گرفته است.

● نتیجه بازی: بچه در متن این بازی یاد می گیرد که با هوشیاری و دقت و همکاری می توان بر دشواریها پیروز شد. این بازی روحیه ی صداقت و راستگویی را در بچه ها بیدار می کند و بر چابکی آنها می افزاید. 

از : بهشتی به نام اردبیل


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بازی های محلی روستای شایق
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 11:55  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مراسم بستن کمر عروس در استان اردبیل

 یکی از مراسمهای تقریبا رایج در بین اهالی استان اردبیل بستن کمر عروس است. این مراسم در شبی که عروس از خانه پدر به خانه داماد می رود اجرا می شود .
به این صورت که  پدر عروس ، در برخی روستاهای اردبیل برادر کوچکتر داماد یا یکی از اقوام نزدیک داماد شالی را که معمولاً رنگ قرمز دارد به دور کمر عروس گره می زند ،
در هنگام بستن کمر عروس این شعر خوانده می شود :

آنام باجیم  قیز گلین                       الی ایاغی دوز گلین

یئدی اوغلان ایسته ره م                   سون بئشیگین قیز گلین

بعد در وسط اتاقی که عروس و داماد نشسته اند یک جلد قرآن و یک کاسه آب می گذارند پدر عروس دست عروس و عروس دست داماد را گرفته و سه دور، دور قرآن و کاسه آب می چرخند سپس برای عروس و داماد آرزو می کنند که خداوند هفت پسر و یک دختر به آنها عطا نماید . بعد از این مراسم عروس داماد از خانه پدر عروس خارج شده و سوار ماشین عروس می شوند ( در زمان های نه چندان دور سوار بر اسب می شدند ) معمولاً ماشین عروس به طرف مراکز اصلی شهر یا روستا حرکت می کند یکی دو ساعتی در سطح شهر یا روستا دور می زنند و برمی گرددند به خانه داماد  ، هنگام ورود به خانه داماد اول کل مهمانها وارد خانه می شوند بعد از مهمان ها عروس و داماد ، دختران و زنان فامیل شروع به شادی می کنند و ساعتی را به جشن خود ادامه می دهند و مراسم تمام می شود .

راستی اگه این مراسم در روستای شما اجرا می شود بفرمایید چطوری ؟


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 11:48  توسط پرویز ستوده شایق  | 

آشتي دادن - باريشديرماق

يكي از سنتهاي بسيار خوبي كه از قديم در نزد ريش سفيدان اردبيل و روستاها این استان و نیز مردم كوچه بازار در هنگامه رسیدن سال  نو رايج بود و هست، آشتي دادن كساني هست كه در طول سال به هر دليلي با هم كدورتي داشتند و در طول سال با هم قهر بودند.

   بعد از تحويل سال نو و شروع شدن سال جديد بزرگان و ريش سفيدان طائفه و محل جمع مي شوند و كساني كه به هر دليلي با هم قهر بودند ومشكلي با هم داشتند  را به خانه هم مي برند و آنها را آشتي مي دهند كساني كه با هم قهر هستند معمولاً به خاطر ريش سفيد بزرگان و براي اينكه حرف آنها داراي ارزش بخصوصي هست هيچ وقت در كار آنها نه نمي آورند و معمولاً به همراه ريش سفيدان و براي آشتي كردن به راه مي افتند.

بعد از روبوسي وآشتي كردن شيريني پخش مي شود و كدورت از بين مي رود و رفت آمدهاي  خانوادگي  شروع مي شود. رسمي كه در طول ساليان متمادي  همچنان پابرجابوده و خواهد بود.
البته در سالیان اخیر این چنین مراسم هایی در بین اهالی روستای شایق مانند سایر روستاها کم رنگ شده ولی از بین نرفته است . 
.
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد



برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, فرهنگی روستای شایق
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 11:38  توسط پرویز ستوده شایق  | 

آداب و رسوم و فرهنگ خاص روستای شایق

با سلام به دوستان محترم
یک سری آداب و رسوم و فرهنگ روستاهای استان اردبیل و روستای شایق رو براتون نوشتیم اگه شما هم از این آداب و رسوم اطلاعاتی دارید خوشحال می شم برامون ارسال کنید تا با نام خودتو در وبلاگ روستای شایق (شایق کندیمیز ) قرار دهیم .

مختصری راجع به آداب و رسوم زیر نوشتیم :

۱- مراسم شال سالاماق در روستای شایق
۲- مراسم الله الله موقع پایان درو محصول گندم  در روستای شایق
۳-مراسم خواستگاری در روستای شایق
۴-مراسم ارغیب در روستای شایق
۵-بازی سنتی قیشدان چخدی در روستای شایق ( بازی با کمر بند )
۶-مراسم آداخلی (نامزدی) در روستای شایق
۷-........

........................ شما هم چندتا از آداب و سنت روستای شایق را نام ببرید .......... منتظریم


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, فرهنگی روستای شایق
+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 21:50  توسط پرویز ستوده شایق  | 

می دونید فارماش چیه ؟

خوب با این سوال دنبال طرح فرهنگ خاصی از روستای شایق و روستاهای دور افتاده استان اردبیل هستم . می دانید در مناطق سرد سیری نوع پوشش و البسه مورد استفاده با سایر مناطق متفاوت است واین به دلیل اقلیم سرد سیری است که در منطقه حاکم است . به  عنوان مثال خانم ها در روستا از نوعی دامن استفاده می کنند که بین ۴ الی ۱۰ لایه مختلف می باشد که روی هم می پوشند و اگر غیر از این باشد سرما برایشان مسئله ساز خواهدبود . یا اکثر خانم از نوعی هد بند مانند به نام کل اغی استفاده می کنند که در سرمای زیاد یکی از پوشش های ضروری است و اگر نباشد سرماخوردگی و سینوزیت به سراغشان خواهد آمد .

حال در مورد سوال ، شما نظرتون چیه ؟

بله در قدیم کمدهایی برای لباس نبود و در ضمن مقدار لحاف و تشک هایی که برای افراد استفاده می شد هم قطور بود و هم پشمی بود که به لحاظ وزنی نیز سنگین می نمود . برای نگهداری آنها از وسایلی مانند فارماش استفاده می کردند .

حالا این فارماش چی بود ؟
بله همانطورکه خودتون حدس زدید یک صندوق بزرگ بافته شده از فرش ، که هم گرم باشد و هم استحکام کافی در جابجایی های مختلف داشته باشد و هم برای چیدمان در بخشی از منزل مناسب باشد .
فارماش ها شامل سه تیکه قالیچه کوچک مانند قالیچه پشتی های امروزی بودند که بافته شده وبه همدیگر متصل می گردیند و زمینه آنها هم از گلیم یا جاجیم استفاده می شد . لحاف و تشک های موجود توسط خانم خانه در آنها به طور منظمی چیده می شود و برخی هم بند داشتند که با بسته شده بند آنها از ورود موجوداتی مانند موش و یا گرد و غبار جلوگیری می شد .
ابعاد این صندوقچه (فارماش ) تقریبا یک الی یک ونیم متر طول ، نیم متر عرض و حدود یک متر ارتفاع یه صورت مکعب کامل بوده است و در حال حاضر نیز در برخی خانه های روستای شایق می توانید آنرا پیدا کنید .

شما چه وسیله سنتی سراغ دارید که نسل آنها در حال انقراض است ................. ؟


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, وسایل سنتی روستای شایق
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 10:35  توسط پرویز ستوده شایق  | 

چند ضرب المثل ترکی

جهننمه گئدن اؤزونه يولداش آختارار
(کسی که به مخمسه می افته دوست دارد که با خودش دوست هم به همراه داشته باشد )

دوز يولدا يئري ينمير، شوخوملوخدا شيللاق آتير

(کار ساده خودش رو نمی تونه انجام بده می خواد بیشتر از توانش کار بکند )

سن آقا ، من آقا ، ئينكلري كيم ساغا؟

(در اصطلاح موقعی به کار می رود که همه می خواند راست راست بگردند و خوش باشند و کار نکنند .)

اوغری ائو صاحاب اولماز ، ائو صاحابین ائوین ییخار !

(دزد صاحب زندگی نمی شود ، صاحبخانه را از زندگی می اندازد )

دولتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتیرار پوللارین سایار !

(ثروتنمد پول در می آورد ، فقیر می نشیند پولهای او را حساب می کند )


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, آتا سوزلری
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 15:13  توسط پرویز ستوده شایق  | 

سنّت طویی (عروسی سنّتی) - ختنه سوران

یکی از سنت های روستاهای استان اردبیل بالاخص روستای شایق سنت ختنه سوران پسران در زمان ختنه آنها می باشد . خواندن این مطلب جهت آشنایی با این مراسم در روستای شایق را به هم عزیزان توصیه می کنیم .
بسیاری از این رسم و رسوم و مراسم ها ریشه در فرهنگ کهن منطقه اردبیل دارد که بزرگان قوم با تمهیداتی تلاش در ایجاد نشاط و سلامتی جامعه آن موقع داشته اند و با بکار بردن چنین مراسم هایی تخم دوستی و مودت بین اهالی کاشته می شد . امید است در جامعه دیجیتال امروز نیز مراسم هایی که باعث تحکیم پیوندهای خانواده می شود مشابه چنین جشن هایی احیاء گردد .
به امید آشنایی و توجه عزیزان به جشن های سنتی مطلب زیر تقدیم حضورتان می گردد .


سنّت طویی به معنی عروسی بروش سنتی یا باستانی یا عرفی قابل تعبیر وتفسیر است در هر صورت مراد چیست ؟

     در دین کامل ومقدّس اسلام ختنه  یکی از واجبات ضروری وقابل تقدیس است ودر زمان قدیم بدلیل نبود امکانات پزشکی امروزه این کار اکثرا"توسط آرایشگر های محلی موسوم به دلّک ویا سلمانی صورت می گرفت ودر بعضی از نقاط یک مرتبه ازاین پیشرفته تر توسط حکیم باشی انجام می شد وتا حتی کشیدن دندان تا این اواخر بوسیله این گونه افراد صورت می گرفت .

   البته لازم به توضیح است که تبحّر خاصی نسبت به این جور مسائل داشتند ازقبیل حجامت امروزی ویا آمپول زدن وشکسته بندی واصلاح سروصورت وپانسمان زخم و...

    چون معمولا"این گونه عروسی صرفا"بجا آوردن رسم ورسومات عرفی  بوده وعروس ودامادی در کار نبوده است ونیز به خاطر همزمان بودنش با ختنه پسر به آن سنّت طویی می گفتند که طی یک مراسم شاد از طرف خانواده پسر کدخدای ده وبزرگان روستا وایل وفامیل دعوت می شدند به صرف شام وقبل از صرف شام شیرینی به مدعوین پخش می شوددر داخل نعلبکی ومیهمان دعوت شده طبق رسم معمول مقداری پول درداخل ظرف شیرینی گذاشته وبه این وسیله جواب می دهد ودر لیست ویژه نوشته شده تا در هنگام اجرای چنین مراسمی اوهم با تبعیّت از قانون نیوتن (در مقابل هرعملی عکس العملی است مساوی با آن ودر خلاف جهت آن)دین خود را ادا نماید در بعضی از مواقع این مجلس ومحفل شادی بخش باشور واشتیاق بالایی انجام می شد وآن زمانی بود که خانواده با هزاران نذر وسوز وگداز از میان چند فرزند دختر صاحب یک پسر می شد  وبه صرف نهار با در نظر گرفتن اوضاع واحوال میهمانانی که از نقاط دور تشریف فرما می شدند وبایستی به خانه شان برمی گشتند! وبعضا"در لابلای این عروسی مجازی یک نشان گذاری یانامزدی هم صورت می گرفت که موضوع را جدّی وتبدیل به واقعیت می نمود وپسر تازه داماد مجازی با لباسهای رنگین تزیین ودر سر محفل نشانده می شد تا میهمانان ناشناس داماد مجازی را می شناختند  خلاصه یک رسم قابل احترام وپاک ودوست داشتنی  وسالم اجرا می شد یک توضیح کوچولو هم بدهم که بنده را به بزرگی خودتان می بخشید که در زبان عوام  سنّت به آلت تناسلی جنس نر انسان وحیوانات هم اطلاق می شود که اکنون به دلیل ارتقاءفرهنگ عامّه استفاده نمی شود ویا خیلی کم  به کار می رود .


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, فرهنگی روستای شایق
+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 8:31  توسط اسد سیفیان  | 

شال ساللاماق

جوانان و نوجوانان آذربايجاني روستاهای اردبیل با برداشتن شال يا توبره‌اي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده مي‌كنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه‌ي دوست و آشنا و فاميل و حتی ديگران مي‌روند و شال خود را آويزان مي‌كنند؛ به طوريكه ديده نشوند 

در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌اي براي تهويه داشتند  (باجا ) و معمولا شال از آن قسمت آويزان مي‌شد؛ تا صاحبخانه هديه‌اي را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتي ديگر يافته است. براي مثال در را مي‌كوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه‌ي گوشه‌ي شال را در دست دارند، در را به روي صاحب‌خانه مي‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار مي‌كنند.
هديه‌ي گذاشته شده در داخل شال مي‌تواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله مي‌توان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه و ... اشاره كرد

شهريار نيز در اثر ماندگار حيدربابايه سلام خود به اين آيين سنتي اشاره داشته است

بايرامي دي گئجه قوشي اوخوردي                                                                             
آداخلي قئز بيك جورابين توخوردي                                                            
هر كس شالئن بيرباجادان سوخوردي                                                                       
آي نه گوزل قايدادي شال ساللاماق                                                                        
بيك شالئنا بايراملئقئن باغلاماق                                                               
شال ايسته‌ديم منده ائوده آغلادئم                                                       
بيرشال آلئب تئز بئليمه باغلادئم                                                 
غلام گيله قاشدئم شالي ساللادئم                                                          
فاطمه خالا منه جوراب باغلادي                                                                    
خان ننه‌مي يادا سالئب آغلادي                                                                                


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 12:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 

ینگه(همراه )

ازدواج در دین مقدس اسلام دارای ارزش واهمیت والایی دارد بطوری که نبی اکرم فرموده:هرکس ازدواج کند نیمی از دین خودرا بدست آورده است باید در جستجوی نیمه دیگر آن باشد.

عروسی در روستای شایق همانطوریکه قبلا" اشاره شد از  شور وشوق بالایی برخورداراست شاید در جاهای دیگر چنین نباشد.یکی از آن رسم ها گذاشتن همراه زن برای عروس خانم موسوم به (ینگه ) می باشداین کلمه در فرهنگ آذری ما بمعنی همراه بوده وبسیار حائز اهمیت است چون اولا"در کنار عروس خانم بوده ومقدمات بعضی از مسائل را فراهم می آورد!ثانیا":همنشین وهمفکر برای عروس خانم تازه وارد به یک زندگی جدید است وپاره ایی از مفاهیم شوهرداری ومدیریت خانه داری را بر اویاد می دهدودر روز عروسی پا به پای عروس حرکت می کند.درهنگام آوردن عروس به خانه بخت آینه دار عروس بوده ودوش بدوش عروس خانم تا اتمام مراسم وشب زفاف در کنار اوست البته بستگی به میزان آگاهی ینگه دارد که چقدر به عروس خانم مسائل دینی از جمله نماز شب زفاف را یاد بدهدو...!

چون در قدیم با اسب عروس را به خانه داماد می آوردند پشت سر او یک نفر از جنس مذکر می نشاندندکه می بایست محرم عروس وبچه باشد !!! این را نمودی از خوشبختی وسعادت وبچه دار شدن عروس ودر نهایت آوردن فرزند پسر باور داشته ودارندودر هنگام پیاده شدن از پدر عروس انعام دریافت می کرد وپی کار خود می رفت.

در روز دوم :ینگه برای عروس وداماد غذای ویژه که هم مقوی باشد وهم قابلیت حل شدن آسان به نام محلی قویماخ=آرد+کره محلی +ادویه جات +شیره عسل برای صبحانه می آوردواز داماد انعام می گیرد.

در روز سوم:فک وفامیلهای عروس بعلاوه فامیلهای داماد را دعوت می کنند برای اجرای مراسم مخصوص بنام (دواغ آتتی)معادل آن در شهر پاتختی می نامندکه مدعوین در قبال دریافت شیرینی وغذای شیر برنج به سفره عروس خانم پول هدیه می کنند واورا به آینده ایی روشن وسعادت وهمسرداری خوب وموفق سفارش می نمایند این یعنی ختم تمام مراسم عروس وداماد.امیدوارم تمام آقاپسرها ودختر خانم هابزودی ازدواج کنند ودر زندگی مشترک شان موفق وکامیاب باشند.


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 15:4  توسط اسد سیفیان  | 

شرح نحوه بازی محلی روستای شایق موسوم به قیشدن چخدی (قیش= کمربند )

شرح بازی :

1-بازی کنان به دو دسته تقسیم می شوند.

2-تعداد معلوم نبوده ولی بهتر است هر دسته از 4نفر بیشتر باشد.

3-دایره ایی به قطر دلخواه مثلا" به شعاع 3متر (به قطر 6متر )در زمین بازی با آب ویا گچ رسم می کنیم .

4-هر کس کمربند خود را در می آورد وکمر خود را با طناب ویاهر چیز دیگر می می بندد.

5-کمر را از خط دایره به طرف مرکز دایره می گذارد(پهن می کند)

6-باشیر یا خط انداختن گروه در ماندن در داخل دایره ویا خارج آن تعیین می گردد.

7-گروه داخل دایره در ابتدا شانس را باخته ،چون احتمال کتک خوردن وجود دارد.

8-تابع یک به یک در اینجا حاکم می شود هرکس که در خارج دایره قرار داردطرف خود که در داخل روی کمربند ایستاده ومانع می شود که خارج دایره آنرا از دایره بیرون به کشد .

9-فرد خارج دایره با دستش بدن داخل دایره را فریب می دهد وداخل دایره نیز با پا اورا سعی می کند بزند 

10-اگر پای داخل دایره به یک قسمت بدن ،فرق نمی کند هرکجا باشد بخورد فرد خارج سوخته می شود باید از بازی حذف شود.

11-اگر کمربند را توانست بیرون بکشد،با آن کمربند افراد داخل مورد حمله قرار می گیرند از کمر به پایین.

12-چنانچه فرد ضارب با کمر بند توانست کمربند های دیگر را بیرون بکشد هرکس بایک کمربند حمله می کند

13-باید مواظب بود پای داخل دایره اییها به آنان نخورد واین کار ادامه می یابد تا اینکه سوخته شوند.

14-زمانیکه سوخته شوند باد داخلیها به خارج وخارجیهابه داخل دایره برای بازی بروند.

15-هیجان وشادی ونشاط ودرعین حال تحرک بدن در این بازی فوق العاده زیاد است.

16-دایره را باید توسط دوقطر عمود برهم ویا اقطار زیادی خط کشی نماییم وروی هر خط کمربند وفرد بازیکن می ایستد.  


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, بازی های محلی روستای شایق
+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 20:34  توسط اسد سیفیان  | 

مراسم للّه اللّه گفتن های کشاورزان روستای شایق(آللّه لا ما)

سلام بر دستهایی که نهال امید وزندگی می افشاند وامکان بقاءوحیات را برخود ودیگران میسر می سازد با خدا سودا می کند به او توکل کرده وفقط از او یاری ومساعدت وبرکت می خواهد درود وسلام خدا بر   این زحمت کشان عرصه های عزّت وافتخار!
عزیزان همان طوری که استحضارکامل دارید یکی از مولفه های مهم پیشرفت وتوسعه کشور کشاورزی است و این موضوع سالیان متمادی به فراموشی سپرده شده بود.با قرار گرفتن در جایگاه مهم خویش یک از ارکان اصلی پیشرفت وترقی واستقلال کشور عزیزمان ایران شده است محصولات استراتژیک وحیاتی نظیر گندم  وروغن و... به خود کفایی کامل رسیده اند!جشن خودکفایی یعنی جشن ماه عسل کشاورزیا به عبارت دیگر جشن ماحصل کشاورز هردو مقوله درست است!!!
مراسم اللّه لاما-به معنی تقدیر وتشکر از خالق هستی به خاطر نعمت هایی که داده وتوان عنایت فرموده تا آنها را تسبیح گویان برداشت کرده است ودر نتیجه به اتمام رسانده است در واقع یک نوع پیام فارغ شدن از کارهای سنگین کشاورزی را بهمراه داردبه این صورت می باشد قسمتی از گندم را که درو نکرده اند وسرپا است می گذارند به عنوان سمبل در یک گوشه ایی از مزرعه می ماند همه دروگران زحمت کش جمع می شوند وداس های خودرا بالا برده  بزرگترین آنان می گوید :اللّه ومحمّد.... بقیه جواب می دهند :یاعلی ....اوّلی دوشمانوا لعنت .....دیگران جواب می دهند:یاعلی ....این  کلام با ارزش را چندین بار تکرار کرده ودر هر تکرار نیز داسها را بالا برده ودر موقع پایین آوردن قسمتی از آن گندم ها را از سر با سنبلش درو می کنند ودر زمین می ریزند تا به زعم آنان موجودات ریز مثل مورچه از این سهم شکرانه برای آذوقه زمستانی خویش ذخیره کنند سپس با همدیگر دست داده وخدا قوت می گویند وروی وپیشانی یکدیگر را می بوسند وبرمحمد وآل محمد (ص)صلوات می فرستند وشاد وخندان با صورت بشّاش شروع به چیدن محصولات درو شده می کنند ودر بعضی موقع یک سیب قرمز رنگ در بالای قله محصولات (خلور)که متشکل از 20بند(باغ )می باشد ، گذلشتند !این علائم نشانگر آنست که مرادحاصل شده است به خوشی وخرّمی! شب نیز همه در شام مهمان صاحب مزرعه شده وخشیل  می خوردند (خشیل =آرد+ شیره عسل +روغن حیوانی یا کره وادویه جات محلی )
کشاورزی که با اندک سرمایه ومحصول خود همه جوانب امر را در نظر می گیرد تا مورچه و...!
آیا ما هم این طور هستیم ؟! قضاوت به عهده شما بزرگواران -انشاءاللّه که چنین باشیم .

برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, محصولات کشاورزی روستای شایق
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 21:30  توسط اسد سیفیان  | 

مراسم عروسی در روستای شایق در گذشته و حال

   پس از انتخاب همسر آینده مطابق آیین خواستگاری که در پست قبلی تقدیم حضورتان کردیم  و جاری شدن عقد نوبت به تدارک مراسم عروسی می رسد . روستای شایق از توابع شهرستان سرعین و در استان اردبیل می باشد و مرکز تجاری عمده و قدیمی بازار شهرستان اردبیل بوده و هم اکنون نیز به عنوان مرکز اصلی خرید اقلام عمده عروسی و سایر مایحتاج محسوب می شود ، به طبع برای خرید جهازیه معمولاً به  بازار معروف و قدیمی اردبیل مراجعه صورت می گیرد .

 شاید به جرات بتوان گفت که بازار اردبیل یکی از ارزان ترین بازارهای موجود در ایران است و این مسئله معروفیت خاص و عام دارد . کاسب های این بازار به سود اندک قناعت می کنند و اعتبار و شهرت خویش را از این مسئله کسب نموده اند .

           حال ادامه مراسم عروسی که به نوعی به بازار اردبیل هم مربوط می شود تقدیم حضورتان می گردد.

 در گذشته های نه چندان دور ، حدود یک هفته قبل از روز عروسی طرفین داماد و عروس جهت خرید لباس وجهازیه به بازار اردبیل می رفتند .

 این روز بسیار روز مبارکی است ، زیرا از فامیل های نزدیک طرفین دعوت به عمل می آید و به اتفاق جهت خرید راهی بازار می شوند . اما در عین حال روزی خسته کننده نیز هست،خستگی همراه با امید به آینده روشن جوانان دو خانواده با جان و دل پذیرفته می شود .

    مدعوین از بستگان نزدیک عروس و داماد هستند ، آنان گام به گام همراه پدر ومادر عروس و داماد بازار را می پیمایند و در پایان خرید و یا وقت ظهر همراهان با یک وعده غذا معمولاً یک پرس چلو کباب داخل بازار (چلوکباب صداقت پاتق اصلی روستائیان شایق می باشد) پذیرایی شوند !

     البته همیشه خرید جهازیه بر وفق مراد صورت نمی گیرد ، چون در بعضی مواقع زیاده خواهی های پدر عروس و سفتی پدر دامادمنجربه تنش وبگو مگو های داخل بازار را سبب می شود ولی  سر انجام موضوع ختم به خیر گشته و بالاخره روانه صرف ناهار می شوند و آنجا اختلاف ها به دوستی مبدل می شود .

   پس از صرف ناهار کاروان خرید بدنبال بقیه اجناس مورد نظر که طبق لیست تهیه وتنظیم گردیده روانه  روستای شایق می شود . لازم به توضیح است که جهازیه بسیار ساده و از چند قلم تجاوز نمی کرد ، در آخر وسیله نقلیه مینی بوس به طرف روستای شایق حرکت می نماید و پس از رسیدن به روستای شایق  با صلوات و دست زدن فامیل ها از آنها استقبال بعمل می آمد .

  چند روز بعد طبق توافق طرفین یک روز بعنوان پارچه بریدن (پارچاکستی) و روز بعد نیز حنابندان (خنا یاختی) مراسم ویژه خانه عروس صورت می گرفت که در هر کدام از آنها خانوده عروس از فامیل های داماد و فامیل های خودشان دعوت می کرد وغذای آنهاهم ساده بود :

      پارچا کستی : روز پارچه بریدن که از  نامش پیداست پارچه های خریداری شده برای عروس را به مدعوین نشان داده ودر صورت لزوم لباس عروس را خیاط مورد نظر می دوخت که محلی بود بنام شال تومان.البته دعوت شدگان بایستی مبالغ نقدی نیز کمک می کردند که یک رسم دیرینه بود واسامی اشخاصی که کمک نقدی می کردند یاد داشت می شد و متقابلاً در مراسم های هدیه دهندگان جبران می شد .

          خنا یاختی : در این روز دستان و انگشتان دست وپای عروس را حنا می بستند و بر این باور بودند که  حنا نشانه سرآغاز یک زندگی جدید است و ذهنیت خوش ومبارکی از آن داشتند که آنرا به یمن اینکه یکی از نشانه های پیامبر اعظم و زهرای مرضیه (س)وخلاصه بهشت است مورد استفاده قرار می دادند و ریشه مذهبی داشته و از اعتقادات آنان سرچشمه می گرفته است .

  غذای میهمانان در روز حنا بندی : درروز حنابندان معمولاً یکی از غذاهایی که حتماً تهیه می شد  شیر برنج بود الان هم شیر برنج تهیه می شود . برخی غذاها در مناطقی خاص در ایام شادی تهیه می شود که شیر برنج به عنوان سمبل شادی و نشاط در روستای شایق مورد استفاده قرار می گیرد، این مسئله شاید بدلیل زمستان های سرد این منطقه باشد که غذاهای سوپی و آبگوشت و غذای گرمی همچون شیر برنج استقبال زیادی می شود ، ضمن اینکه با افزودن برخی ادویه جات و رنگ بندی آنها خانم های کدبانو زحمات زیادی می کشند و بسیار مقوی است .

   در روز عروسی دامادبه اتفاق جوانان روستا وفامیل ها وساقدوش وسولوش با اسب های خودشان  برای تطهیر وجود ظاهری وباطنی خویش به آبگرم سرعین می رفتند و مسابقه اسب سواری در مسیر رفت و برگشت برگزار می شد . وعموم اهالی با دست زدن ها وترانه خوانی محلی وسوت آنان را بدرقه می کردند.

 ودر نزدیکی غروب به خانه عروس برای آوردن عروس می رفتند عروس را سوار اسب نموده و با هل هله وآوازخوانی واکثرا"عاشق های محلی می آوردند و داماد با 3عدد سیب قرمز معطر وزیبا که در پشت بام با ساقدوش وسولدوش می ایستادو به طرف عروس که رویش را با پارچه قرمز پوشانده اند سیب ها را می انداخت هرکس یکی از سیب هارا می گرفت شب از داماد جایزه دریافت می کرد وسیب را عروس می خورد وپسر به دنیا می آورد(به عقیده آنان)ومراسم در داخل خانه داماد ادامه می یافت وشیرینی وپلو به مدعوین داده می شد وآنان نیز در قبال ان هدیه مالی هدیه می کردندودر لیست ثبت می شد اما امروزه مثل شهرها شده وتجملات زیباییها را ازبین برده و یا لااقل کم رنگ شده است و مسائل بسیار پیچیده ودشوار شهرنشینی جایگزین سادگی مراسم شده است ...

از خصوصیات بارز عروسی در روستای شایق

 1-چیز های حرام جایگاهی در عروسی ندارد

 2-بسیار ساده است

 3-کم هزینه و بدور از بسیاری از چیز های زائد می باشد


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی
+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 9:48  توسط پرویز ستوده شایق  | 

حقابه در روستای شایق

حقابه (حق آب )
در روستای شایق و سایر روستاهای منطقه ، زمان استفاده از آب زراعی است که برای آبیاری زمین های زراعی مورد استفاده قرار می گیرد . مسلماً هر چه مقدار زمین بیشتر باشد ، زمان استفاده از آب نیز زیاد خواهد بود .
به عنوان مثال در فصل بهار که میزان جریان آب است ، بدلیل بارش های فصلی و نیز جاری شدن آب هایی که در اثر ذوب برف ها ارتفاعات کوه سبلان به جریان رودخانه اضافه می شود ،  سهم حقابه به شرح ذیل تعیین می گردد :
برای هر استیل زمین ۶ روز یک بار نوبت آب می رسد .
برای هر نیم استیل هر ۱۲ روز یکبار نوبب آب می رسد .
ساعت های استفاده از حقابه با نوبت بندی که انجام می دهند می تواند متغییر باشد .

در فصل تابستان که میزان آب جاری کاهش می یابد نوبت حقابه از ۶ روز به ۱۲ روز یکبار و از ۱۲ روز به ۲۴ روز یکبار تغییر می کند .

ساعت های استفاده از حقابه :
در استفاده از زمان حقابه شبانه روز را به چهار قسمت فرضی تقسیم می کنند
الف ) جلوی شب ..................  ۶ ساعت حق آبیاری دارد( البته در گزارش اصلی ۸ ساعت قید شده بودچون دوساعت بیش از ۲۴ ساعت می شد من فکر کردم همان شش ساعت صحیح باشد)
ب)   عقب شب ..................... ۶ ساعت حق ابیاری دارد
ج ) جلوی روز    ..................... ۶ ساعت حق ابیاری دارد
د ) عقب روز   ........................ ۶ ساعت حق آبیاری دارد

تعیین محل آبیاری :
هر کشاورز حق دارد محل آبیاری را بسته به نیاز زمین و نوع محصول کاشته شده تعیین نماید .

مسیر جریان آب :
مسیر جریان آب که از ارتفاعات سر چشمه می گیرد تا به زمین برسد از میان نهرهای کم عمق سنتی که از قدیم توسط اهالی حفر گردیده صورت می گیرد . آب بدلیل اختلاف ارتفاع از مسیر بالاتر به سمت زمین های کشاورزی جریان می یابند . هرز رفتن آب در بین مسیر ، فرو رفتن مقدار قابل ملاحظه ایی از آب و نیز ترمیم و لایروبی دائمی نهرهایی که در اثر حرکت احشام و ... پر می شود از معایب انتقال آب می باشد که ایجاب می کند بطور دائم نظارت و مورد رسیدگی قرار گیرد .

یک فرهنگ کمک رسانی در حقابه در روستای شایق :
در مواقعی با توجه به نوع محصول کشت شده ممکن است زمینی برای محصول بیشتر نیاز به آبیاری بیشتری نیز داشته باشد . اگر کشاورزی سهم آب خود را استفاده کرده باشد و باز نیاز به آب داشته باشد در اینصورت از اصطلاحی به نام ........ هاواجا .......... استفاده می کنند .
هاواجا چیست ؟
هاواجا کمک و همکاری کشاورزان در امر آبیاری زمین ها می باشد که به یکدیگر می دهند . و در عوض زمانی که شخص هاواجا دهنده نیاز داشت ، از شخص هاواجا گیرنده در خواست آب خواهد نمود .

سهم آب روستای آلوارس و روستای شایق :
چون آب روستای شایق از ارتفاعات مشرف به روستای آلوارس تامین می شود و چون سرمنشاء آب هر دو روستا یکی می باشد به همین خاطر نوبت حقابه روستای شایق و آلوارس یکسان می باشد .
بطوری که یک روز در میان بین دو روستا توزیع می شود . یعنی ۲۴ ساعت حقابه آلوارس و ۲۴ ساعت حقابه روستای شایق .

 


برچسب‌ها: آداب و رسوم و مراسم آیینی, حقابه روستای شایق
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 21:43  توسط پرویز ستوده شایق  |