یاد وخاطره جان باختگان حادثه دلخراش زلزله 10اسفند 1375 استان اردبیل راگرامی می دارم وبانثار سلام وصلوات بر محمّد وآل محمد (ص)روح آن عزیزان را شاد نماییم
زمستان چکمین بلبل بهارین قدرینی بیلمز
درمیان مصیبت ها سعادتها نهفته است (مقام معظم رهبری )
بررسی زلزله 10اسفند 75شایق اززوایای مختلف :
تعریف زلزله:به فعل وانفعالات داخل زمین که دراثر آزاد شدن انرژی به وقوع می پیوندد وموجب لرزش برروی سطح زمین می شود .
یک زلزله شناس ژاپنی :زلزله آدم را نمی کشد وساختمان هم انسان را نمی کشد بلکه چیزهایی به اسم ساختمان انسان را می کشد !
معنی لغوی زلزله =تحوّل ،ایجاد دگرگونی
درساعت 4/5روزجمعه 10اسفند 1375 ناگهان واکنش گسلهای موجود در استان اردبیل منجر به ایجاد زلزله ایی هولناک درخطّه سبلان ودامنه های آن گردید (حدود 6درجه درمقیاس ریشتر )که مرکزیت آن روستای شیران ازتوابع شهرستان نیر که باروستای شایق مرزمشترک دارد ومتاسفانه درمراسم عروسی دراین روستا (شیران)دریک نقطه بسیاری از هم وطنان دریک آن واحد قربانی خشم طبیعت شدند وبرای همیشه چراغ زندگی شان خاموش گشت وتازه داماد وتازه عروس به زندگی ابدی واردشدند وشروع زندگی مشترک این زوج جوان باپایانش یک شد !
روستاهای اردبیل به علت عدم توجه لازم دولتهای آن زمان همه شان ازاستحکام لازم برخودار نبودند وبا این درجه تقریا"متوسط متحمل خسارت جانی ومالی فراوانی شدند که دراین میان 40نفر از هم روستاییان عزیز ومعصوم قربانی این حادثه شدند که درواقع بنوعی شهیدان قهر طبیعت محسوب می شوند هرموقع این موضوع درذهنم خطور میکند به قربانیان وسردرگمی مردم که هیچ آمادگی لازم نسبت به این گونه بحرانها نداشتند ونیز به دفن کردن عزیزخود بادست خویش می اندیشم مغز استخوانم می سوزد واقعا"بسیار غم انگیز وناراحت کننده بود وازسوی دیگر مردم درگیر احشام وچگونگی سروسامان دادن به دامداری خود که مشکلات راچند برابر می نمود ومهمتر ازهمه اینکه پس از این حادثه تاسف بار بارش برف وکولاک شدید امکان کمک رسانی امدادگران را تقریبا"غیر ممکن می ساخت اما آفرین به همت والای هم وطنان عزیزم تبریز قهرمان که زودتر از خود استان اردبیل دست بکار شده بودند وخود اهالی 90%مردم راخودشان نجات داده بودند .
درروستای شایق گرچه این مسئله منجر به خسارت جانی ومالی فراوانی گردید اما یک زندگی شهری جایگزین زندگی سنتی وباصفای روستایی شد وبا یک شوک بیشتر فرهنگها کم رنگ شدند وبه یک باره آثار فراونی ازبین رفت که علی الظاهر ساده وبی اهمیت تلقی می شد ولی بازسازی این موارد ساده وتاریخی دل شیر می خواهد که خیلی سخت ومشکل است اما گذشت زمان بسیاری از چیزها را روشن می سازد واهمیت بعضی ازآثار تاریخی این روستا که خیلی ساده وراحت جلوی بلدوزر ولودرها با خاک یکسان گشت وچه بسا خاطرات زیادی دردل خاک مدفون شدند که بازسازی اش جزو محالات می باشد ولی چه کنیم ؟باید بیاندیشیم ومن وشما دست بدست هم دهیم وتا فرصت باقی ایست جبرانش نماییم .
ازنظر فرهنگی رشد قابل توجهی روستا پیداکرده است که فقط به زلزله مربوط نمی شود وهستند انسانهایی که هستی ومنافع خودرا درکف اخلاص گذاشتند وبه حال حاضر رسانده اند که خداوند اجر جزیل وفیض بلیغ کرامت فرماید (فقط ابتدایی پسرانه وراهنمائی پسرانه داشتیم )درحال حاضر تمام مقاطع تحصیلی وجود دارد .
خیابانها وکوچه ها ومعابر تسطیح شدند وکانال داخل روستا سنگ کاری شده است وآسفالت خیابانهای اصلی روستا وزیر سازی کوچه ها که البته نواقصات زیادی دراین خصوص وجود داشته ودارد وانشاءالله باشهرستان شدن سرعین بسیاری از مشکلات حل می شود .
ساختمانهای روستا 100%مهندسی وضد زلزله بنا شده ولوله کشی داخل خانه ها وحمام و... همه بعد اززلزله اتفاق افتاده است .
امیدوارم رشد فرهنگ مقابله با بحرانهای طبیعی بحدی برسد که دیگر زلزله که یک واکنش طبیعی زمین که در آینده هم به وقوع خواهد پیوست این چنین نتواند سیستم زندگی راعوض نماید وایجاد خسارت نکند بلکه یک حادثه ایی ساده ویا باور مسلم برای زمین تلقی شود وچهره های شاد وخندان روستاییان باصفا وساده به یاس وگریه وماتم بدل نشود .