X
تبلیغات
شایق کندیمیز

شایق کندیمیز

وب سايت روستای شایق در شهرستان سرعین ، استان اردبیل

غروب غمگین

بانهایت تاسف وتاثّر امروز باخبر شدیم که گلی از گلستان همیشه سرسبز شایق پرپر شد وبه دیار باقی شتافت .
درگذشت جوان خوش اخلاق مرحوم بیت الله سرمدی فرزند آخر کربلای ماشالله سرمدی دراثر ایست قلبی جان به جان آفرین تسلیم وبه سرای جاوید شتافت .
این مصیبت بزرگ رابه تمام خانواده سرمدی ها ،محمدی ها وعلی الخصوص پدرداغ دیده اش کربلای ماشاالله سرمدی وبرادران آن مرحوم آقایان کربلای دیندار ،ایماندار ،قشمشم وطیار سرمدی وخواهران وبه تمام جوانان ونوجوانان شایق که داغدار این مصیبت هستند تسلیت وتعزیت عرض می نمایم .
ازخدواند متعال برای روح آن مرحوم مغفرت وبخشش وبرای باقی ماندگان ومنسوبین وخانواده های داغ دیده صبر وبردباری مسئلت دارم وازخدای بزرگ می خواهم جوانان شایق را ازتمام بلیات زمینی وآسمانی محفوظ دارد .
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را ...تادگر مادر گیتی چون تو فرزندی بزاید 
***********
دردیمی دریا بیلیب دریای عمان آغلادی ...قبردن باش گوزیب بیچاره لقمان آغلادی 
لقمان دئدی:
سن مریض عشق سن مجنون کیمی دیوانه سن ...گئت گیلن یالوار طبیبه یوخسا سن بیچاره سن
دردیمی اتدیم طبیبه، بیر منه قان آغلادی ...بیر منه بیر نسخیا باخدی مطبین باغلادی 
تقدیم به روح جوان بامعرفت زنده یاد بیت الله سرمدی -روحش شاد 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 19:18  توسط اسد سیفیان  | 

اهالی محترم شایق

از راست به چپ:
آقایان :1-کربلای سبزعلی حسن زاده 2-فرامرز فکری (دبیر زبان انگلیسی )3-حاج علی فیاضی (خیّر زمین دبیرستان دخترانه )4-معمار شیخ علی احمدیان (معمار وسازنده مسجد جامع شایق )5-حاج محمود شهباززاده (قاری روانخوان قرآن )6-حاج انعام فرزانه (خیرّ زمین خانه بهداشت شایق )7-کربلای گل حسن پورنیکو 
 درخانه آقای گل حسن پورنیکو درماه مبارک رمضان شهریور ماه سال 1390

برچسب‌ها: افراد روستای شایق
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1390ساعت 16:51  توسط اسد سیفیان  | 

نویسنده بزرگ و بنام آذربایجان حبیب ساهر پدر شعر نو ترکی

حبیب ساهر،دراردیبهشت ماه ۱۲۸۲ شمسی درتبریز به دنیا آمد، پدربزرگ وی مدتی قبل همراه با خانواده از روستای ترك میانه به تبریز مهاجرت کرده ودر محله دوه چی ساکن شده بود. پدرساهر"میر قوام" در آشوب های داخلی شهر تبریز در روزهای پیروزی انقلاب مشروطیت در سنگر سرخاب کشته شد و ثروت قابل توجه پدرش را برادر بزرگ عیاشش بالا کشید،کودکی حبیب در فقر گذشت.تحصیلات مکتبی اش را در شاگردی ملائی طی کرد که مجبورش می کرددر حالیکه زبان فارسی را خوب نمی دانست ، گلستان و بوستان سعدی را از برکند.دوران دبیرستان را با استاد شهریار هم مدرسه شد و به گمان بسیاری ، منظور شهریار از «شهریارا بی حبیب خود نمی كردی سفر»، ساهر بوده است . بعد از دوران دبیرستان و مراودت ادبی با شهریار ، به كردستان رفت .
اودر سال 1306 برای کسب تحصیلات عالی به استانبول رفت و در سال 1312 موفق به اخذ لیسانس جغرافیا شد، در شش سالی که درکلوپ آمریکائی های استانبول اقامت داشت با دو کشیش کاتولیک فرانسوی دوستی پیدا کرد که اطلاعات گسترده ای از ادبیات نوی فرانسه داشتند، و چیزهای زیادی از آن ها آموخت ، به خصوص در مورد شعر مدرن فرانسه ، و تعدادی از آثار شعرای نوپردازی مثل بودلر را به فارسی ترجمه کرد. در استانبول با موج شعر نوی ترکی( و افکار" ترک های جوان") آشنا شد ، ولی استاد اصلی خودش در شعر را ، تقی رفعت می داند که در تبریز دوره ی خیابانی ، با خانم شمس کسمائی نشریه ی آزادیستان را به عنوان ارگان تجدد ادبی چاپ می کردند. ساهر پس از 6سال زندگی در استانبول عازم باکو شد و پس از مدتی به تهران رفت . وی در اداره معارف تهران به عنوان معلم استخدام شده ودر سال1313برای تدریس جغرافیا به زنجان فرستاده میشود، به دلیل تدریس به زبان مادری کودکان در زنجان(ترکی) و عدم توجه به تذکرات ساهر به مازندران تبعید میشود، در مازندران به دلیل ابتلا به مالاریا به تهران بازگردانده میشود، بعد به قزوین رفته ودر نهایت در تبریز مشغول تدریس میشود، بعد سال 1320 و سقوط خفقان رضاشاهی فعالیت های فرهنگی و ادبی فراوانی در ایران و مخصوصاً آذربایجان شروع میشود، ساهر هم به نوبه خود فعالیت های ادبی خود را گسترش داده و تعدادی از کتابهای خود را پخش میکند. در دوره ی حکومت پیشه وری در تبریز، حبیب ساهر کتاب های درسی را به ترکی نوشت، اما وقتی در دوره حکومت ملی آذربایجان
از او خواستند اشعار ایدئولوژیک بسراید عذر خواست:"شعر از درون می تراود و نمی تواند سفارشی باشد، من شاعرم نه تبلیغات چی."

اما اواخر سال1325 وبعد از بازگشت استبداد سیاه شاهنشاهی پهلوی به آذربایجان ساهر را از تبریزش جدا کرده و به اردبیل تبعید میکنند، ساهر سیاه بختی خود و همزبانانش را اینگونه با زبان شعر بیان میکند:


بیزه یاد كابوسو باخ كؤلگه سالیب

بو اؤلومدور، بو اؤلوم كؤلگه سىدیر!
یاد دیلی اؤلسا دا خوش سسلی، یئنه
بیزجه ارباب سسی، جلاد سسىدیر...

خانلیغین باخما دونو قیرمیزىدیر
او بویا، ائل اوبانین آل قانىدیر
او بیزیم وارلیغیمیزلا دؤیوشور

او بیزیم شئعریمیزین دوشمانىدیر...


     ساهر در اردبیل به معلمی میپردازد و بدون توجه به تحت نظر بودنش مجموعه شعر فارسی با نام "اشعار جدید" را در نسخه های محدودی پخش مکند، پس از 3سال زندگی در اردبیل باردیگر به قزوین فرستاده میشود ودر آنجا مشغول تدریس میگردد، در همان سالها کتابهای ترکی ((كؤوشن)) و ((لیریك شئعرلر)) بصورت پنهانی پخش میکند، پس از آن هم کتابهای شعر فارسی ((خوشه ها))، ((اساطیر)) و ((اشعار برگزیده)) راپخش میکند، ساهر پس از 13 سال زندگی در قزوین به تهران منتقل شده و تا پایان عمر در تهران زندگی میکند، وی در تهران کتابهای ((كتاب شعر1))، ((كتاب شعر2))، ((میوه ی گس))، ((نمونه هایی از ادبیات منظوم ترك))، ((سحر ایشیقلانیر)) را پخش میکند، بعد از انقلاب شعرهای بسیاری از ساهر در مجله های منتشره در تبریز، زنجان، تهران و...چاپ میگردد، اما متأسفانه به گفته خودش بسیاری از آثار وی هیچگاه چاپ نشد...
از ساهر در مطبوعات فارسی تنها با امضای ساهر (ساهر حبیب ساهر، میر حبیب ساهر، ساهر تبریزی) و در مطبوعات تركی با امضاهای ساهر، اولكر، لاادری، آیدنی، آقجانابلی و سرخابلی، مقالات، اشعارو نوشته هایی به چاپ رسیده است.
ساهر، داستان نویس و شاعری توانا بود. از او آثاری به سه زبان تركی ، فارسی و فرانسوی منتشر شده است . هم زمان با میرزا تقی خان رفعت و قبل از ظهور نیما، ساهر شعر نو فارسی سرود و سبك جدیدی را در شعر تركی بنیان گذاشت و عنوان «پدر شعر نو تركی ایران » را از آن خود كرد. نوآوری‌های‌ حبیب‌ساهر، به‌ رغم‌ آنكه‌ در فضای‌ ادبیات‌ معاصر، انعكاس‌ چندانی‌ نیافته‌، از نقطه‌ نظر تاریخ‌ تطور شعر فارسی‌ حائز اهمیت‌ است‌.چرا كه‌ از یك‌ طرف‌، بدعت‌های‌ او در شكستن‌ قالب‌های‌ كلاسیك‌، مستقل‌ از تجربة‌ نیما یوشیج‌ بود و از طرف‌ دیگر، اقتباس‌ و ترجمه‌هائی‌ كه‌حبیب‌ ساهر از آثار ادبی‌ شاعران‌ تركیه‌ به‌ عمل‌ آورده‌ است‌، از حیث‌ حجم‌ و كیفیت‌، خود خدمتی‌ در راستای‌ غنا بخشیدن‌ به‌ ادبیات‌ فارسی‌محسوب‌ می‌شده‌ است‌. اگرچه‌ كوشش‌های‌ حبیب‌ ساهر و نیما یوشیج‌ در نهایت‌ به‌ یك‌ راه‌ ختم‌ شده‌ است‌ ولی‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ در مورد حبیب‌ساهر، نوعی‌ اجحاف‌ صورت‌ گرفته‌ و تجربیات‌ و تلاش‌های‌ وی‌ به‌ نوعی‌ نادیده‌ گرفته‌ شده‌ است‌. شاید اگر حبیب‌ ساهر، همچون‌ نیما یوشیج‌،كارهای‌ خود را در زمان‌ مناسب‌ انتشار می‌داد، در تاریخ‌ تكامل‌ شعر نو جایگاهی‌ دیگر گونه‌ می‌یافت‌ و پژواك‌ فریادش‌ در هیاهوی‌ تبلیغات‌ دیگرمدعیان‌ به‌ فراموشی‌ سپرده‌ نمی‌شد.
اكنون در دانشكده های ادبیات تركیه و جمهوری آذربایجان ، دانشجویان دوره های عالی ادبیات تركی ، برای فارغ التحصیل شدن ، باید در كنار سایر دروس خود، درسی سه واحدی به نام «ساهر شناسلیق »را هم بگذرانند. ظرایف ادبی اشعار تركی ساهر، همچون «حیدربابایا سلام » شهریار، آن چنان گسترده و غنی است ،كه تاكنون قریب ۶ موضوع پایان نامه دوره دكترا و كارشناسی ارشد را به خوداختصاص داده است .
وی ، جزء آخر قرآن كریم ، بخشی از غزلیات حافظ، شصت رباعی اصیل و ناب از خیام ، گلستان سعدی و بسیاری آثار دیگر را به صورت منظوم به زبان تركی معاصر ترجمه كرده است .
نمونه هائی از ترجمه ی رباعیات خیام:

خیام:
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدست
دریاب که هفته ی دگر خاک شدست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست

ساهر:
ساقی! چمن ایچره باخ! آچیب گول و چیچک
گوللر سولاجاق گونشده بیر هفته یه دک
گل، توک شراب ایچ کی سن باخینجا ، بو یاشیل
اوتلار قورویوب ،گول ده غوبارا دؤنه جک!

خیام:
این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست
در بند سرزلف نگار ی بوده ست
وین دسته که در گردن او می بینی
دستیست که در گردن یاری بوده ست.

ساهر:
من تک اوره یی باغلی اولان قارا تئله
بو مئی کوزه سی عاشیق ایمیش بیر گؤزه له
اول قولپلارا باخمایین، کی عاشیق قولودور
واختىیله دولارمیش اونو بیر اینجه بئله.

خیام:
هنگام سفیده دم خروس سحری
دانی که چرا کند همی نوحه گری؟
یعنی که نمودند در آئینه ی صبح
کز عمردمی گذشت و تو بی خبری.

ساهر:
هر صوبح اوجالار خوروزلارین اینجه سسی
اول اینجه سسین بودور درین فلسفه سی:
سن آنلامادان آیناسی ایچره سحرین
بیر سایه گؤروندو...کئچدی عؤمرون نفسی.

  هر چند از رحلت حبیب ساهر، با روز و ماه و تاریخ و حتی محله در گذشت (طرشت تهران) و تشییع پیكر و مجالس ترحیم بسیار با شكوه وی، اطلاعات جامعی در دست است، ولی در قرآنی كه از پدر بزرگوار وی – سیدی كه در قیام مشروطیت و به گاه كودكی میر حبیب ساهر ربوده شد و دیگر نشانی از او به دست نیامده – به جای مانده، تاریخ ولادت استاد ساهر، سال 1282 ذكر شدخه و از ماه و روز تولدش، هیچ كفته نشده است. بعدها، ساهر در اشعار خود، بارها، از زمان ولادت و كودكی اش سخن گفته و می توان از روی این اشعار دریافت كه وی، احتمالا در ماه دوم از فصل بهار 1282 – آن گاه كه زمین و زمان با عطر گل و ریحان و شقایق و یاسمن درهم آمیخته می شود، از مادر زاده شده،

ودر نهایت شاعر مبارز و مردمی ملت آذربایجان بعد از یک عمر مبارزه در راه استیلای حق و خدمت به خلق خویش
در شب 24 آذر1364 چشم از جهان فروبست ودر بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی


برچسب‌ها: استان اردبیل, بزرگان و مشاهیر
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1390ساعت 14:22  توسط پرویز ستوده شایق  | 

شبهای پاییزه درشایق

شبهای پاییزه درقدیم :
یادش بخیر زمانیکه مردم نسبت به همدیگر انس والفت دیگری داشتند وصله ارحام که یکی از اوجب فرایض دینی وشرعی ماست باحضور فیزیکی خود بجای می آوردند وباجمع شدن درخانه بزرگتر ها کنارکرسی چوبین که لطف وصفای آن هنوزهم درمذاق آنانی که دیده اند، مانده است وخانمها درامر جاجیم بافی وگلیم وفرش که معمولا"در بیشتر خانه دایر  می شد به همدیگر کمک می کردند وافراد مسن که زمان را بامایه گذاشتن ازعمر شریف خود سپری کرده واندوخته های فراوان آموخته بودند برای حضّار نقل می کرد وازداستانها وافسانه های کوراوغلی وامیر ارسلان وکتاب غزوات پیامبر وامیرالمومنین ...که طولانی وهمراه با تجربه است تعریف می کرد ومیزبان هم ازهویج وگردو وکشمش وهرآنچه بضاعت مالی اش اجازه می داد بدون منت وباجان ودل از میهمانان پذیرایی می نمود وگرمای محبت وصفا وگرمی کرسی که باسوخت هیزم فراهم می شد نشاط وتازگی خاصی به همه می بخشید وهمه شاد وخندان وبالبهای پر از تبسم وبادهان پر سراپا به متکلّم گوش فرا میدادند وکلمه وخطی از داستان را رد نمی شدند  تابالاخره شب رابه ساعت 12نصف شب میرسندند وکم کم بساط سخن وداستان برچیده می شد وباچهره های شاد وخندان به شب نشینی خاتمه میداند وانرژی لازم برای فردایی بهتر وآینده ایی روشنتر ذخیره می کردند وصدای تق تق دارقالی واستکانهای خالی روی کرسی وظرف بزرگ سفالی مخصوص کره محلی یا کره گیر  (نهره )مادران خاموش می شد وهمه برای مرخص شدن وبه رسیدن به امورات دامها به این سنتّ حسنه فیصله می دادند ویواش یواش خانه خلوت می شدوخانه می ماند وصاحب خانه ...سلام ودرود ما به تربت پاک مادران وپدرانی که این چنین برای فرزندان خود درس راستی وفداکاری وتلاش وکار می آموختند .
شبهای پاییزه کنونی :
نعریف چندانی ندارد چون بیشتر ارزشها جای خود رابه تلویزیون وتلفن ووسایلی ازاین دست داده است واگر صله ارحامی بوده باشد درقالب یک پیامک کوتاه ویا باتلفن واینترنت ارائه می شود ولی مثل رایجی است که :شنیدن کی بود مانند دیدن ولی تورا خدا بیائید همه باهم همان رسم ورسومات ارزشمند دیرینه را با فرهنگ  غنی خودمان زنده سازیم وفرهنگ مشارکت وانس والفت را جوردیگری نگاه کنیم وقدر یکدیگر رابدانیم وبرای عمران وآبادی روستای خود دست به دست هم داده وازبخل وحسد وکینه که خاص شیاطین وانسانهای ضعیف وکوچکتر است از افکار واذهان مان دور سازیم وبرای پیشرفت وترقی زادگاه ومنطقه ودرنهایت ایران اسلامی مان بکوشیم  گل بگوئیم وگل بشنوییم چاره ایی هم نداشته وگریزی ازآن نیست چون زمان دست مان میرود وآه حسرت بدلمان می ماند انشاءالله بارویکرد قوی ،فرهنگ مشارکت ودوستی مان را افزایش دهیم وبرای دیگران مایه افتخار باشیم نه مایه شرمندگی  وتاسف .
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد     نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آید 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت 17:27  توسط اسد سیفیان  | 

نظر یک دوست

توسط:محمد
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
از اینکه ما را با حال و هوای روستایمان در جای جای این خاک و بوم مطلع می سازید از شما بسیار متشکریم


پاسخ:
علیکم السلام -ازاینکه به سایت مراجعه وبه زادگاه خویش واهالی محترم آن ارزش قائل هستید جای تقدیر دارد امیدوارم برای روستای خودتان مایه عزت وافتخار باشید .
موفق وپیروز باشید 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت 15:56  توسط اسد سیفیان  | 

تکمیل کتابخانه عمومی شایق

فرماندار سرعين خواستار برنامه ريزي اصولي در حوزه فرهنگ مطالعه شد. 


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، كاظم دبير در جلسه انجمن كتابخانه‌هاي عمومي شهرستان سرعين با اشاره به توريست پذير بودن سرعين و وجود هتل‌هاي بزرگ در اين شهرستان، خواستار ايجاد كتابخانه مشاركتي در اين هتل‌ها شد. 


وي از تخصيص اعتبار لازم براي تكميل پروژه ساخت كتابخانه عمومي شايق خبر داد و افزود: در جهت ايجاد فرهنگ مطالعه و كتابخواني در بين اقشارمختلف جامعه، گام‌هاي خوبي برداشته شده كه اميدواريم با برنامه ريزي‌هاي انجام شده بتوانيم شاهد رشد سرانه مطالعه و كتابخواني در سطح شهرستان نوپاي سرعين باشيم. 


صادق فرهمند، مديركل كتابخانه‌هاي عمومي استان اردبيل از برنامه ريزي انجام شده در چشم انداز نهاد كتابخانه عمومي در خصوص ايجاد كتابخانه عمومي در روستاهاي بالاي هزار نفر خبرداد و افزود: در راستاي گسترش فرهنگ مطالعه و كتابخواني در بين آحاد جامعه، اداره كل كتابخانه‌هاي عمومي استان نسبت به ايجاد كانون هاي ادبي در كتابخانه‌هاي عمومي اقدام كرده است. 


وي با اشاره به استفاده از ظرفيت موجود در انجمن كتابخانه‌هاي عمومي به عنوان يكي از اركان مهم تصميم گيري در خصوص مسايل كلان كتابخانه‌هاي عمومي خواستار مساعدت اعضاي انجمن در راستاي بالا بردن سطح مطالعه مفيد در جامعه شد. 


محمدي، رييس شوراي اسلامي شهر سرعين از تحويل زمين مناسب جهت ساخت كتابخانه مركزي در شهر سرعين خبر داد و افزود: در صورت تامين اعتبار مورد نياز جهت ساخت كتابخانه استاندارد در پارك 12هكتاري سرعين، زمين مناسب از سوي شوراي شهر در اختيار انجمن كتابخانه‌هاي عمومي شهرستان قرار خواهد گرفت

برچسب‌ها: فرهنگی روستای شایق, عمرانی روستای شایق
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت 11:16  توسط اسد سیفیان  | 

سلام برحسین (ع)

نظر دوست عزیز وبزرگوار 
توسط:سعید فرزانه
سلام 
ما شیعه ها در سرما هم به اعتقادهایمان نیز پایبندیم .

جواب :
سلام وعرض ادب واحترام -ازاینکه شخصیت درونی خودتان راکه حاکی از صفا وصمیمیت وبزرگی است باکلمات کوتاه ابراز داشته اید متشکرم 

برچسب‌ها: نظرات دوستان در شایق کندیمیز, مذهبی روستای شایق
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1390ساعت 10:27  توسط اسد سیفیان  | 

سلام بر شهدای کربلا

توسط:یک همشهری
با سلام 
ضمن عرض تسلیت شهادت امام حسین علیه السلام ویاران با وفایش در صورت امکان اسامی تعزیه خوانهای روستا را نیز در زیر نوشته هایتان قید کنید تا ما تهرانیها نیز انهارا بشناسید 

با تشکر 
یک همشهری
.........................................
توسط:شایق
ممنون از اینکه اسامی تعزیه خوان ها را در وبلاگتون گذاشتین اما بی سواد عمر سعد ملعون اول به زیارت امام حسین رفته و بعد از ان به جنگ با امام حسین پرداخته 
لا اقل رعایت کن دو تا کلمه ملعون و کربلا را هم ردیف هم نساز درست است کربلایی رنجبر به زیارت امام رفته اما در نقشی که قرار گرفته نباید لقبش را قرار دهی که بیسوادی خودت را به رخ خوانندگان بکشی

پاسخ
باسلام وعرض تسلیت ایاّم سوگواری آقا ابا عبد الله الحسین ویاران بی نظیرش 
اسامی تعزیه خوانان (نقش آفرینان )درشبیه خوانی روستای شایق بقرار ذیل می باشد :
1-امام حسین (ع)=حاج محمود شهباززاده 
2-حضرت عباس (ع)=حسین نیک بخت 
3-حضرت علی اکبر (ع)=رضوان دشتی 
4-حضرت زینب (س)=حسین دشتی 
5-حضرت قاسم (ع)=فریدون همرنگ 
6-حضرت سکینه (س)=ناصر دشتی 
7-حرّ (ع)=کربلای هیئت اله محمدی 
8-برادرحرّ(مذهب)(ع)=ترحیم نیک خو
9-عرب (ع)=آقامعلی مهاجری 
10-سلطان قیس (ع)=کربلای مهرعلی دشتی 
11- وزیر سلطان قیس =قربانعلی نیکخو 
12-شیر =بختیار صحرائی 
------------------------------------------------گروه مخالف :
13-شمر ملعون =قشمشم سرمدی 
14-عمر سعد ملعون =کربلای صالح رنجبر 
15-ازرق =قربانعلی پناهی 
16-لشگر عمر سعد هم =...
نوحه خوانی در  مسجد جامع شایق بطور سنّتی وافتخاری اداره می شود واین زحمت برعهده حاج محمود شهباززاده ومحمّد جامی است .
لازم میدانم دراینجا یادی بکنم از شبیه خوانان قدیمی که هرکدام بنوعی برای زیبایی عزای محفل امام حسین (ع)ویارانش ایفای نقش می کردند ودلهارامحزون وچشمها را اشک بار می نمودند یقینا"توشه راه آخرت شان خواهد بود (ازجمله مرحومین :حاج محمود ستوده ،سفرخان ،آدی شیرین ،حاج رجب ،حاج امیر خان ،حاج سخاوت ،حاج قلی مهجری ،مشهدی حسن دشتی ،کربلای ید اله دشتی ،حسینعلی وحاج ایبیش فیاضی و... )
که درقید حیات نیستند واسیر خاک شده اند با صلوات برحسین ع ویارانش روح این بزرگواران را شاد نماییم 
+ نوشته شده در  جمعه 18 آذر1390ساعت 11:58  توسط اسد سیفیان  | 

شهادت امام حسین ویارانش تسلیت باد

عاشورای حسینی به تمام مسلمانان وآزادمردان عالم وامام عصر (عج)ومخصوصا"شیعیان جهان تسلیت وتعزیت باد 
عاشورا درروستای شایق :
1-نوحه سرایی وزنجیر زنی در مسجد ازساعت 8صبح شروع می شود 
2-جوانان ونوجوانان درمحوطه جلوی مسجد شاخسی واخسی که خاص بعضی از مناطق آذری زبانان اردبیل است بطور منظم دردوستون کاملا"مجزا روبروی هم قرار می گیرند وجلوی هر ستون بیرقهای عزا برداشته می شود وباشعارهای یاحسین -وای حسین و... قدم به قدم حول محور یک مرکز دایره می چرخند وآن امام حسین (ع) ویارانش می باشد .
3- همه زن ومرد وکودک وجوان ونوجوان وپیر درمحوطه مسجد حضور می یابند واعلام بیعت با امام حسین واهداف قیامش می کنند وبا اشک چشم تایید می نمایند .
4- شبیه خوانی بعمل می آید وتا ساعت 12ظهر ادامه می یابد وپس از اذان ظهر نماز ظهر عاشورا درمسجد خوانده می شود وبطور دسته جمعی برای صرف نهار
میهمان سفره با برکت حضرت اباعبد الله الحسین (ع)در خانه یکی ازاهالی (حاج فیروز حبیب پور) می روند وسپس به مسجد باز گشته ونوحه سرایی وقرآن خوانی صورت می گیرد ودرماتم سالار شهیدان اشک می ریزند .
نمایی از گروه مخالف 
نماد نهر علقمه (فرات)
نبرد حرّ وبرادرش با شمر 
به دهان گرفتن شمشیر حضرت عباس (ع)
لحظه سخت تنهایی امام وغم ازدست دادن حضرت عباس علمدار لشگر اسلام 
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 17:54  توسط اسد سیفیان  | 

میهمانان گرانقدر زینت بخش محفل عزای حسینی در شایق

فرماندارمحترم شهرستان سرعین وبخشدار گرامی بخش مرکزی وهیئت همراه ،زینت بخش محفل نورانی سوگوار فرزند زهرای اطهر (س)درمسجد جامع شایق بودند (شنبه 7محرم )
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1390ساعت 13:3  توسط اسد سیفیان  | 

جلوه های وِیژه محرم در روستای شایق

تسلیت ایآم سوگواری سرور وسالار شهیدان امام حسین (ع)ویاران بی مثالش
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1390ساعت 12:44  توسط اسد سیفیان  | 

نسیم مبارک عاشورا درروستای شایق

گوشه ایی ازفضای معطر محرم در شایق 
+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1390ساعت 16:24  توسط اسد سیفیان  | 

یار گلر(اوخواهد آمد )

گوزلدیم یول روز وشب آخر نگاریم گلمدی ...گئچدی عمروم حیف اولا ،اول با وقاریم گلمدی

یتمدیم وصل عالمنده مطلب ومنظوریمه ...هرنه باخدیم یولاّرا ،نیلیم که یاریم گلمدی

دنیادان بیر گونده قالسا،وار یقینیم کی گلر ...بیلمرم علّت ندور ،اول شهریاریم گلمدی

آتش عشقینده یانمش قلبیم افغان ایلیور ...سسلورم فریادیمه ،اول نامداریم گلمدی

ال گوتوردوم درگه حقهّ،مناجات ایلدیم    ... اذن وئرسون ،حجّت پروردگاریم گلمدی

یانمشام پروانه تک ،عشق آتشینده متّصل ...شمع شب افروز اولان ،بیر غمگساریم گلمدی

گئچدی ظلم اندازه دن ،دنیا اولوبدور هرج ومرج ...لیک حیدر مثلی ،صاحب ذوالفقاریم گلمدی

روز جمعه شاد اولار قلبیم ،که شاید گلدی یار ...گون باتاندا سویلرم ،صاحب وقاریم گلمدی

کافیم صبح ومساء ،عشق آتشینده یانمشام ...غم چکوب غصّه یدوم او ل گلعذاریم گلمدی

شعر از استاد حاج جابر کفایتی آلوارس (کافی )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 12:6  توسط اسد سیفیان  | 

صلّ علی محمّد بوی بقیع آمد

حاجّ صدیقعلی (حاج علی )عبداللهی یکشنبه ساعت 23 وارد روستای شایق شد وبوی جانان را با خود بهمراه آورد زیارت قبول وآرزوی توفیق وزیارت سایر عتبات عالیات برایتان از خداوند بزرگ مسئلت دارم .حاج علی عبداللهی فرزند مرحوم کربلای محسن عبداللهی ازطایفه حاج محمّد یارلو بوده که توفیق زیارت خانه خدا ومدینه منّوره وبقیع مظلوم را داشت .
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 15:54  توسط اسد سیفیان  | 

تشت گذاری محفل عزای فرزند زهرای اطهر (س)درروستای شایق

آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی    ...  زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی 
جنّاتیدن ائشدی ، پیغمبر گرامی            ...   نعلین سیز عبا سیز  ،کربلایه گلدی !
تشت گذاری عزای  حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام )در روستای شایق :
27 ذی حجه هرسال یعنی سه روز قبل از ورود ماه محرم الحرام اهالی مومن ومتدیّن روستای شایق ازتوابع شهرستان سرعین اردبیل تشت عزای امام حسین (ع)گذاشته می شود ورسما"محفل ومجالس عزای حسینی در خانه ها ودلهای همه ومساجد وتکایا برپا می گردد وکوچه وخیابانهای روستا مثل سایر نقاط کره خاکی سیاه پوش می شود البته همه کرات برای عزای فرزند علی المرتضی وزهرای مرضیه (علیهما السلام )عزادار می شوند چون صاحب عزا خود خداوند متعال است (اسلام علیک یا ثار الله وابن ثاره )!
چند روز قبل غبارروبی وعطر افشانی مسجد جامع شایق توسط مشتاقان ودوستداران اهل بیت علیهم السلام صورت می گیرد ومسجد با پرچم های سیاه مخصوص محرم آزین بندی می شود وبوی حسین ع همه جا را فرا می گیرد وحزن واندوه بردلهای سوزان سایه می افکند وروح تمنای پرواز بسوی حریم یار می کند .
چون پنجشنبه اوّل آذرماه سال نود مصادف شده با 27 ذی حجه الحرام از طریق بلند گوی مسجد اعلام می شود البته همه بنوعی مطلع می شوند واهالی ودوستداران مکتب سرور آزادگان عالم پس از ادای نماز ظهر وعصر بصورت دسته جمعی علم (پرچم =بیرق)های مسجد را بردوش گرفته واز مسجد بافریاد یا حسین مظلوم خارج می شوند .لازم به توضیح است که تشتهای مخصوص مسجد دردونقطه روستا قبلا"یک دوروز پیش به خانه ایی که ازآن تشت رابه مسجد خواهند آورد گذاشته می شود این یک رسم دیرینه است! چرا یش زیاد مهم نیست .مردم رفته رفته برتعداد گروه افزوده می شود وبا شعارهای بخصوص که خاص محرم وامام حسین ع است زمزمه می شود وفرشتگان هم با این گروه هم آوا می شوند وعطر حسین ویارانش وابوالفضل با وفا(ع) برکوچه ها وفضای روستا عطر افشانی می کند وبطرف محل تشت که درگوشه ایی از روستا قرار گرفته سرازیر می شوند وبه محض رسیدن به حیاط محل تشت عزا سلام وصلوات بر محمّد (ص)وآل او نثار می کنند واین حرکت با نوحه خوانی ومداحی ویاحسین پیرمردان وجوانان ونوجوانان همراه است وتشت رایک ازجوانان برسرگرفته وزیارت می کنند واین زیارت تشت به نیت زیارت امام حسین ویارانش انجام می شود وشال وپارچه سیاه روی تشت را می پوشاند وهمه درطول مسیر راه تا مسجد تشت را زیارت کرده ونذورات خودرا بداخل آن می اندازند که برای خرج ومخارج مسجد مورد استفاده قرار می گیرد ودرمسیر آمدن گروه حامل تشت گوسفند فراوان قربانی می کنند که برای اهالی تقسیم واهدا می نمایند که تبرک ّمخصوص بوده وشفابخش می باشد چون به نیت قربتا" الی الله وبنام حسین مظلوم قربانی شده است .واشک ماتم ازته دل بردیدگان جاری می گردد ودل هوای پرواز دارد وگونه ها با مهر ومحبت شهدای کربلا سرخ ومصفا میشود وصفای قلب ونورانیت درونی پیدا می کنند وغم عالم وعالم غم ازیاد می برد ودلها خلاصه حسینی میشوند .
هوای روستا برفی وکولاک بود وسرمای چند درجه زیر صفر نتوانست دلهای سوزان را بلرزاند وعشق به حسین همه یخ وبرف  را به گلستان باطراوت تبدیل می نمود .تشت دوّم هم ازخانه دیگر برداشته شده ومورد تبرّک واقع شده وبطرف مسجد روانه می شوند ودرجای ویژه خود آرام می گیرد وداخل تشت شربت ریخته می شود تا درهنگام زیارت تشت شربت نوش جان کنند وبیاد تشنه لبان صحرای غمگین وسوزان کربلا بگویند :سلام بر حسین تشنه لب 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 17:23  توسط اسد سیفیان  | 

پرده باشی

گذشت زمان سلایق وطرز تفکر را هم تغییر داده است وانسان درپاره ایی از موارد مقید ومجبور بوده تا خود وپیرامون زندگی خودرا باتوجه به امکانات موجود منطبق وطراحی نماید البته هرزمان زیبا دوستی وزیباپسندی جزو خصوصیات اصلی وذاتی بوده وهست وباید هم چنین باشدتا زندگی نماید درقدیم هرخانواده ایی یک اطاق نشیمن داشته که کرسی وتنور درآن وسط اطاق قرار داده می شد ودرواقع ریش سفید خانه کرسی بود که همه را به دور خود جمع می کرده ویک سونای طبیعی تر برای اعضا ووجوارح انسان بوده است وبرای همین انسانهای گذشته کمتر دچار عارضه های کمر درد وپادرد و... می شدند وصفا ونشاط دورهم بودن را با کلمات ناقص ونوشته های ضعیف بنده نمی شود توصیف وتعریف کرد وحظّو خوشی آن در خاطر هرکسی فراموش نمی شود !
داخل خانه نشیمن که معمولا"به آن ( ائو )می گویند با نایلون های سفره ایی می پوشاندند وبا خاک سفید بجای گچ سفید کار می کردند وقاشق وچنقال و... هم از دیوار آویزان می شدودرداخل یک بافته دستی گذاشته می شد (قاشق لیق )وبالای آن آویزان می شد وبا پارچه های رنگارنگ به شکلهای مثلث های به هم پیوسته با حاشیه های معمولا"سیاه بافته می شد که نمونه ایی ازآن دراین پست گذاشته می شود که مربوط به 70یا 80سال پیش است .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت 10:33  توسط اسد سیفیان  |