وب سايت روستای شایق در شهرستان سرعین ، استان اردبیل
اما اواخر سال1325 وبعد از بازگشت استبداد سیاه شاهنشاهی پهلوی به آذربایجان ساهر را از تبریزش جدا کرده و به اردبیل تبعید میکنند، ساهر سیاه بختی خود و همزبانانش را اینگونه با زبان شعر بیان میکند:
بیزه یاد كابوسو باخ كؤلگه سالیب
او بیزیم شئعریمیزین دوشمانىدیر...
ساهر در اردبیل به معلمی میپردازد و بدون
توجه به تحت نظر بودنش مجموعه شعر فارسی با نام "اشعار جدید" را در نسخه
های محدودی پخش مکند، پس از 3سال زندگی در اردبیل باردیگر به قزوین فرستاده
میشود ودر آنجا مشغول تدریس میگردد، در همان سالها کتابهای ترکی ((كؤوشن))
و ((لیریك شئعرلر)) بصورت پنهانی پخش میکند، پس از آن هم کتابهای شعر
فارسی ((خوشه ها))، ((اساطیر)) و ((اشعار برگزیده)) راپخش میکند، ساهر پس
از 13 سال زندگی در قزوین به تهران منتقل شده و تا پایان عمر در تهران
زندگی میکند، وی در تهران کتابهای ((كتاب شعر1))، ((كتاب شعر2))، ((میوه ی
گس))، ((نمونه هایی از ادبیات منظوم ترك))، ((سحر ایشیقلانیر)) را پخش
میکند، بعد از انقلاب شعرهای بسیاری از ساهر در مجله های منتشره در تبریز،
زنجان، تهران و...چاپ میگردد، اما متأسفانه به گفته خودش بسیاری از آثار وی
هیچگاه چاپ نشد...
از ساهر در مطبوعات فارسی تنها با امضای ساهر (ساهر
حبیب ساهر، میر حبیب ساهر، ساهر تبریزی) و در مطبوعات تركی با امضاهای
ساهر، اولكر، لاادری، آیدنی، آقجانابلی و سرخابلی، مقالات، اشعارو نوشته
هایی به چاپ رسیده است.
ساهر، داستان نویس و شاعری توانا بود. از او
آثاری به سه زبان تركی ، فارسی و فرانسوی منتشر شده است . هم زمان با میرزا
تقی خان رفعت و قبل از ظهور نیما، ساهر شعر نو فارسی سرود و سبك جدیدی را
در شعر تركی بنیان گذاشت و عنوان «پدر شعر نو تركی ایران » را از آن خود
كرد. نوآوریهای حبیبساهر، به رغم آنكه در فضای ادبیات معاصر،
انعكاس چندانی نیافته، از نقطه نظر تاریخ تطور شعر فارسی حائز اهمیت
است.چرا كه از یك طرف، بدعتهای او در شكستن قالبهای كلاسیك،
مستقل از تجربة نیما یوشیج بود و از طرف دیگر، اقتباس و ترجمههائی
كهحبیب ساهر از آثار ادبی شاعران تركیه به عمل آورده است، از حیث
حجم و كیفیت، خود خدمتی در راستای غنا بخشیدن به ادبیات
فارسیمحسوب میشده است. اگرچه كوششهای حبیب ساهر و نیما یوشیج در
نهایت به یك راه ختم شده است ولی به نظر میرسد كه در مورد
حبیبساهر، نوعی اجحاف صورت گرفته و تجربیات و تلاشهای وی به
نوعی نادیده گرفته شده است. شاید اگر حبیب ساهر، همچون نیما
یوشیج،كارهای خود را در زمان مناسب انتشار میداد، در تاریخ تكامل
شعر نو جایگاهی دیگر گونه مییافت و پژواك فریادش در هیاهوی تبلیغات
دیگرمدعیان به فراموشی سپرده نمیشد.
اكنون در دانشكده های ادبیات
تركیه و جمهوری آذربایجان ، دانشجویان دوره های عالی ادبیات تركی ، برای
فارغ التحصیل شدن ، باید در كنار سایر دروس خود، درسی سه واحدی به نام
«ساهر شناسلیق »را هم بگذرانند. ظرایف ادبی اشعار تركی ساهر، همچون
«حیدربابایا سلام » شهریار، آن چنان گسترده و غنی است ،كه تاكنون قریب ۶
موضوع پایان نامه دوره دكترا و كارشناسی ارشد را به خوداختصاص داده است .
وی
، جزء آخر قرآن كریم ، بخشی از غزلیات حافظ، شصت رباعی اصیل و ناب از خیام
، گلستان سعدی و بسیاری آثار دیگر را به صورت منظوم به زبان تركی معاصر
ترجمه كرده است .
نمونه هائی از ترجمه ی رباعیات خیام:
خیام:
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدست
دریاب که هفته ی دگر خاک شدست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست
ساهر:
ساقی! چمن ایچره باخ! آچیب گول و چیچک
گوللر سولاجاق گونشده بیر هفته یه دک
گل، توک شراب ایچ کی سن باخینجا ، بو یاشیل
اوتلار قورویوب ،گول ده غوبارا دؤنه جک!
خیام:
این کوزه چو من عاشق زاری بوده ست
در بند سرزلف نگار ی بوده ست
وین دسته که در گردن او می بینی
دستیست که در گردن یاری بوده ست.
ساهر:
من تک اوره یی باغلی اولان قارا تئله
بو مئی کوزه سی عاشیق ایمیش بیر گؤزه له
اول قولپلارا باخمایین، کی عاشیق قولودور
واختىیله دولارمیش اونو بیر اینجه بئله.
خیام:
هنگام سفیده دم خروس سحری
دانی که چرا کند همی نوحه گری؟
یعنی که نمودند در آئینه ی صبح
کز عمردمی گذشت و تو بی خبری.
ساهر:
هر صوبح اوجالار خوروزلارین اینجه سسی
اول اینجه سسین بودور درین فلسفه سی:
سن آنلامادان آیناسی ایچره سحرین
بیر سایه گؤروندو...کئچدی عؤمرون نفسی.
هر چند از رحلت حبیب ساهر، با روز و ماه و تاریخ و حتی محله در گذشت (طرشت تهران) و تشییع پیكر و مجالس ترحیم بسیار با شكوه وی، اطلاعات جامعی در دست است، ولی در قرآنی كه از پدر بزرگوار وی – سیدی كه در قیام مشروطیت و به گاه كودكی میر حبیب ساهر ربوده شد و دیگر نشانی از او به دست نیامده – به جای مانده، تاریخ ولادت استاد ساهر، سال 1282 ذكر شدخه و از ماه و روز تولدش، هیچ كفته نشده است. بعدها، ساهر در اشعار خود، بارها، از زمان ولادت و كودكی اش سخن گفته و می توان از روی این اشعار دریافت كه وی، احتمالا در ماه دوم از فصل بهار 1282 – آن گاه كه زمین و زمان با عطر گل و ریحان و شقایق و یاسمن درهم آمیخته می شود، از مادر زاده شده،
ودر نهایت شاعر مبارز و مردمی ملت آذربایجان بعد از یک عمر مبارزه در راه استیلای حق و خدمت به خلق خویش
در شب 24 آذر1364 چشم از جهان فروبست ودر بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی









































گوزلدیم یول روز وشب آخر نگاریم گلمدی ...گئچدی عمروم حیف اولا ،اول با وقاریم گلمدی
یتمدیم وصل عالمنده مطلب ومنظوریمه ...هرنه باخدیم یولاّرا ،نیلیم که یاریم گلمدی
دنیادان بیر گونده قالسا،وار یقینیم کی گلر ...بیلمرم علّت ندور ،اول شهریاریم گلمدی
آتش عشقینده یانمش قلبیم افغان ایلیور ...سسلورم فریادیمه ،اول نامداریم گلمدی
ال گوتوردوم درگه حقهّ،مناجات ایلدیم ... اذن وئرسون ،حجّت پروردگاریم گلمدی
یانمشام پروانه تک ،عشق آتشینده متّصل ...شمع شب افروز اولان ،بیر غمگساریم گلمدی
گئچدی ظلم اندازه دن ،دنیا اولوبدور هرج ومرج ...لیک حیدر مثلی ،صاحب ذوالفقاریم گلمدی
روز جمعه شاد اولار قلبیم ،که شاید گلدی یار ...گون باتاندا سویلرم ،صاحب وقاریم گلمدی
کافیم صبح ومساء ،عشق آتشینده یانمشام ...غم چکوب غصّه یدوم او ل گلعذاریم گلمدی
شعر از استاد حاج جابر کفایتی آلوارس (کافی )










